امروزه بسیاری از افراد در خانواده یا در ارتباطات خود با مشکلاتی مواجه هستند که ناشی از عدم اطلاع و شناخت در مورد ارتباطات میباشد. دکتر کیهان نیا در سایت خود با ارائه مشاوره به شما کمک خواهد کرد.

انواع مشاوره های ما:

برای دریافت مشاوره چه کنیم ؟

شما عزیزان میتوانید برای دریافت مشاوره حضوری یا تلفنی با شماره تلفن دفتر دکتر کیهان نیا تماس برقرار کنید

02188191481

سلام، سلام گرم، صمیمانه، صادقانه و از ته دل برای شما انسان نازنینی که لطف کرده ای و به من سری زده ای.

راستی راستی متشکرم، امیدوارم از وقتی که صرف کردی شرمنده ات نشوم و با مراوده ای که با هم خواهیم داشت از فیض وجودت بهره مند شوم.

مسلماً ۴۰ سال تجربه در امور خانواده، نوشتن و ترجمه ۲۳ کتاب پرفروش، درج ۳۰۰۰ مقاله در مجلات و روزنامه های مختلف، شرکت در ۱۵۰۰ برنامه تلویزیونی و رادیویی، سخنرانی ها و سمینارهای گوناگون در دانشگاه ها مختصر بضاعتی به من داده که می تواند بدون هیچ گونه چشمداشتی در اختیار شما قرار گیرد، به شرط آنکه مرا قابل بدانید و صمیمانه حرف و حدیث خود را با من در میان بگذارید، باشد که دوستی ما پایدار بماند و همین دوستی ها باعث شود که احساس تنهایی نکنیم و بدانیم که در تنگناها کسی هست که با مختصر درد دل با او ممکن است باری از دوش خسته و گاهی عاجز ما بردارد، دوشی که از بی وفایی ها و از بی اخلاقی ها به فغان آمده است.

عصر تکنولوژی همه چیز را درهم ریخته است. ابداعات و اکتشافات گوناگون ما را حیرت زده کرده است. آرزوها و اهداف درونی ما به باد رفت و ما در کوران زندگی آنچنان گرفتار شدیم که گاهی از خود بی خود شده و به کُنجی پناه می بریم و به اینترنت و کامپیوتر و یا موبایل مشغول می شویم. ولی این وسایل هم کافی نیست. این مشغولیات فقط مدتی ما را سرگرم می کند و سپس ما را تنها می گذارند پس باید به فکر بهتر و اساسی تری باشیم.

زندگی چرخه خود را بدون اراده ما طی می کند. چون به دنیا آمدیم، درگیر این دنیا هستیم و چه بخواهیم چه نخواهیم این گردش زمانه بر ما حکومت می کند. روزی شادیم، دگر روز ناشاد، زمانی حسادت می کنیم، زمانی به ما حسد می ورزند. روزی پول به دست می آوریم، روز دیگر از دست می دهیم. دمی کامیابیم، دم دیگر ناموفق. در داد و ستد مادیات یا مهر و محبت، گاهی برنده گاهی بازنده ایم. نبرد، نبرد منافع، نبرد ما با اطرافیان، محیط، قانون و گاه حتی به ضد خویشتن است. پس چاره ای نیست جز آموختنِ تدبیر برای بهتر زیستن و بهتر سپری کردن عمر و کمتر رنج بردن. باید خود را و زندگی را بشناسیم و تصویر صحیحی از خوب و بد را در خاطر خود ترسیم کنیم تا بر حوادث روزگار مسلط شویم.

تئودور پارکر که مرد دانشمند و خردپیشه ای بود، در بستر مرگ گفت: «ای کاش دانسته بودم چگونه زندگی کنم یا کسی را یافته بودم روش زندگی را به من تعلیم دهد». پس تا فرصت هست تلاش کنیم تا مانند او احساس پشیمانی نکنیم. می گویند آرامش و اطمینان خاطر بزرگترین موهبت دنیاست. پس هر گونه تلاشی در این راه صحیح است.

بله، درست است ما آدم آهنی شده ایم و نمی دانیم که به کجا می رویم. آرزو داشتیم خلبان شویم، از اداره دخانیات سردرآوردیم! میل داشتیم مجسمه ساز شویم، کارمند اداره خدمات شهرداری شدیم! دلمان می خواست هنرپیشه شویم، مهندس برق از کار درآمدیم! بارها روی نقشه ای زحمت کشیدیم، با قانون جدیدی از بین رفت و مجبور شدیم کار دیگری را شروع کنیم. قرار بود در یکی از کشورهای خارجی تحصیل کنیم، امکانش فراهم نشد. مدتها بیکار بودیم، به سفارش عموجان در بانک مشغول شدیم. می گفتند پزشکی پردرآمد است و تب آن همه را گرفته بود، پزشک شدیم، اما حقیقتاً آن را دوست نداریم.

دلمان می خواهد تا ظهر بخوابیم یا در رختخواب غلت بزنیم و خستگی عمری کار و تلاش را از تن به در کنیم، ولی نمی توانیم، چون از سپیده دم باید در خیابان ها دوندگی کنیم  تا شرایط اقتصادی بهتری داشته باشیم. دلمان می خواهد به مسافرت برویم، اما نمی توانیم. چون فرصت کافی نداریم، عصبی و کلافه دور خود می چرخیم، چرا هر روز باید دیوانه وار مانند «آدم آهنی» کارهایی را تکرار کنیم.

فیلم «عصر جدید» چارلی چاپلین یادتان هست؟ ما هم همانطور ربات شده ایم، صبح با عجله از خواب بیدار می شویم، شتاب زده دست و صورت می شوئیم. هول هولکی صبحانه را می بلعیم! و ماشین را روشن می کنیم و با سرعت می رویم در خیابان های شلوغ و پُر سر و صدا. تا ظهر کار می کنیم، به روزنامه ها نگاهی می اندازیم، به تلفن ها جواب می دهیم، یادداشت ها را سرسری مرور می کنیم، کار مردم را راه می اندازیم. ظهر می شود، ناهار می خوریم و دوباره کار می کنیم تا عصر. از محل کار می زنیم بیرون و از لابه لای هزاران ماشین و آدم می کوشیم خود را به خانه برسانیم. وقتی وارد منزل می شویم، از فرط خستگی پای تلویزیون دراز می کشیم یا به رادیو گوش می دهیم. شاید هم رمقی داشته باشیم و به درد دل بچه ها گوش کنیم. وگرنه با تشر آنها را از خود می رانیم!

به این مشکلات می اندیشیم چرا مانند آدم مصنوعی شده ایم و باید فردا هم مطابق امروز و دیروز به برنامه روزانه عمل کنیم، ولی به خوبی می دانیم اگر ذره ای خلاف آن رفتار کنیم، ما را به کنار می گذارند. بنابراین همه چیز را تحمل می کنیم. رئیس زور می گوید، می خواهیم جوابش را بدهیم، ولی می ترسیم اخراج شویم. نزاکت های اجتماعی هم اجازه نمی دهد بگوییم: «بس کنید! داری مزخرف می گویی!»

عصر فن آوری و اطلاعات حُکم می کند که ما روز به روز به دانسته هایمان اضافه کنیم تا در بحران ها، چراغ راهمان باشد. پس بهتر است بیشتر بخوانیم، بیشتر بدانیم تا در این عرصه رقابت بی رحمانه و تنگ نظرانه که اصل زر و زور بر آن حاکم است پیروز صحنه باشیم، در این صورت دانسته های ما سپری می شود که ما را در مقابل آفت های روزمره محافظت می کند. ما نمی توانیم ادعای آن را داشته باشیم که همه مسائل را می توانیم حل کنیم ولی می توانیم چتری حمایتی پیرامون خود قرار دهیم تا از بلایای دنیای تکنولوژی ما را مصون بدارد.

به امید دیدار شما