هیچ موفقیتی تصادفی نیست

 

مصاحبه روزنامه نشاط با دکتر کیهان نیا، نویسنده کتاب راز موفقیت در بازار کار

  • مصاحبه گر : آقای کیهان نیا به نظر شما چه عاملی باعث شده که کتاب به این سرعت به چاپ بیست و سوم برسد و مورد استقبال جوانان قرار گیرد؟

ضمن تشکر از شما به خاطر ترتیب این مصاحبه باید بگویم گرچه موفقیت این کتاب در مقابل سایر کتابها چندان چشمگیر نیست ولی اگر شما آن را موفقیت می دانید باید عرض کنم که هیچ موفقیتی تصادفی نیست. من برای نوشتن این کتاب سالها فکر کردم، روی انتخاب مطالبش مطالعه کردم، پس از اینکه متوجه شدم بیشترین خوانندگان این کتاب جوانان خواهند بود، بنابراین سعی کردم به نیازهای آنان پاسخ دهم، از خودم پرسیدم جوانانی که دوران جنگ را سپری کرده و پا به دوره سازندگی گذاشته اند چه نیازی دارند، پاسخ این سوال این بود که آنها نیاز به روحیه مثبت و امیدواری دارند، پس فکر کردم اکثر جوانان چون در مرحله رشد و شکوفایی هستند حتماً نیاز به اعتماد به نفس بیشتری دارند بنابراین سعی کردم ویتامین های لازم را بر آنها تزریق کنم تا روحیه ای جنگنده و مبارز پیدا کنند و برای اینکه شخصی چنین روحیه ای پیدا کند سعی کردم به نکات زیر توجه بیشتری کنم:

  1. باور آنان را به خودشان بیشتر کنم.
  2. مثبت اندشی را به آنان القاء کنم.
  3. امیدواری و خوش بینی را در آنها تقویت کنم.
  4. ترس از شکست را در آنها از بین ببرم.

 

  • مصاحبه گر : شما فکر می کنید رعایت چنین نکاتی موجب موفقیت کتاب شد؟

مسلماً تنها این نکات عامل اصلی موفقیت نبود بلکه نحوه نگارش کتاب هم تأثیر عمیقی در موفقیتی که شما می گویید داشته، اولاً در نگارش کتاب از شیوه ساده نویسی استفاده شده زیرا جوانان مایل نیستند که کلمات قلنبه و سلمبه را بخوانند، ثانیاً برای هر عنوان و تیتری فقط یکی دو صفحه مطلب نوشته و از شرح و تفسیر مطالب به صورت طولانی و احتمالاً خسته کننده خودداری ورزیدم ، به فهم و دانش جوانان عصر لیزر و کامپیوتر اعتماد کردم، زیرا می دانستم که کمی توضیح در مورد هر مسئله ای آنان را به فهم مطلب خواهد رساند، زیرا جوانان عصر سرعت حوصله وراجی های یک نویسنده پُرچانه و پُرگو را ندارند.

 

  • مصاحبه گر : چرا بیشتر مطالب کتاب را در قالب قصه و داستان بیان کرده اید و بعضی از موارد برای خوانندگان جوک تعریف کرده اید، این کتاب یک کتاب جدی است که بیشتر مسائل روانشناسی رفتار و گفتار در آن مطرح شده چرا آن را با طنز درآمیخته اید؟

شاید این روش یکی از مهمترین دلایل موفقیت کتاب باشد، ببینید هر جوانی در کودکی قصه های شیرینی از مادربزرگ، پدربزرگ و والدینش شنیده است، بنابراین ضمیر جوان خاطره خوبی از قصه دارد، پس اگر بتوانیم مسائل روانشناسی و اقتصادی را در قالب قصه و داستان بیان کنیم با سرعت بیشتری به مقصود رسیده ایم، زیرا خواننده نه تنها از خواندن این گونه مطالب خسته نمی شود بلکه چون یادگیری مطلب همراه یک قصه و داستان بوده هرگز آن را فراموش نمی کند.

 

  • مصاحبه گر : قصد شما از بیان قصه و داستان را قبول کردم، نگفتید چرا برای خوانندگان جوک تعریف کرده اید؟

نکند قصد محاکمه مرا دارید، شاید بخواهید از من مچ گیری کنید، خوب تعریف طنز و جوک هم به خاطر آن بوده که خواننده از خواندن کتاب خسته نشود، آموزش دادن امروز یک علم است، یک تکنیک است، هر کس این فن را بداند در امر یاد دادن مطلب موفق است، چرا ما باید از جوانان انتظار داشته باشیم که دائماً مطالب جدی، سخت و خسته کننده را بخوانند و مخ شان را از این گونه مطالب پُر کنند، چرا نباید در فکر تمهیداتی باشیم که ضمن آموختن مطالب سخت و به قول شما جدی گاهی هم لبخندی بر لب هایشان بنشیند، مگر آدم نمی تواند در عین این که از مطلبی خنده اش می گیرد چیزی را هم یاد بگیرد، این کار آنها را کمتر خسته می کند، ضمناً یادتان باشد  که جوانان از نصیحت مستقیم خوششان نمی آید، آنها آنقدر از پدر و مادر بکن و نکن شنیده اند که دیگر از نصیحت بیزارند، بعد از خانه نوبت به مدرسه و اولیای مدرسه و دیگران می رسد که آنان را زیر بمباران نصیحت بگیرند.

بنابراین متأسفانه گوششان به روی بهترین، کارآمدترین و صحیح ترین مطلبی که از راه نصیحت می شنوند بسته است، من سعی کردم از نصیحت بپرهیزم، بیشتر تلاشم این بود که به صورت غیرمستقیم مطلب را عنوان کنم، این روش اتفاقی نبود، بلکه روش از پیش اتخاذ شده بود که اتفاقاً موثر واقع شد.

 

  • مصاحبه گر : توضیحات شما مرا قانع کرد، درست می فرمائید، جوانی که امروز به حدّ کافی وسیله تفریح سالم ندارد و روحاً حسته است، نمی توان از او انتظار داشت که دائماً مغزش را از مطالب جدی پُر کند، خوب بفرمائید ببینم چرا در کتابتان اینقدر گزیده گفتار و سرگذشت بزرگان را آورده اید؟

شما از یک طرف از من سوال می کنید که علت موفقیت کتاب را برایتان بگویم و از طرفی دائماً از من می پرسید که چرا این کار را کردید و چرا آن کار را کردید.

 

  • مصاحبه گر : ناراحت نشوید می خواهم شما را سر حرف بیاورم. قصد بدی ندارم.

الگو قرار دادن گفتار بزرگان به منظور دستیابی به موفقیت یکی از روشهایی است که بین اکثر مردم جهان مرسوم و معمول می باشد، در این راستا، بخشی از مطالب کتاب به روش استفاده از گفتار بزرگان و دانشمندان از ملیت های مختلف اختصاص داده شده است.

 

  • مصاحبه گر : به همین علت با عده ای از هموطنانمان مصاحبه کرده اید؟

بله، امروز، سریعترین شیوه آموزشی جوانان، خواندن زندگینامه است، لذا در این کتاب سعی شده با کسانی که از صفر شروع کرده اند و در پی سالها تلاش به عنوان شاهدان عینی در جاده پیروزی گام برمی دارند مصاحبه شود تا جوانان با تجربیات آنها و شیوه برخوردشان با مشکلات آشنا شوند و با آگاهی بیشتر در مسیر هدف خود گام بردارند، ضمن خواندن مصاحبه ها در بخش ضمیمه کتاب با سرگذشت خانمی برجسته آشنا می شوید که از دو پا و یک دست فلج است و روی ویلچر زندگی می کند، او با سرسختی و پشتکار و ایمان به اراده خلل ناپذیر خود موفق به دریافت مدارک دانشگاهی و ترجمه چند کتاب و صدها مقاله شده تا به طریقی برای جامعه مفید باشد و در حال حاضر روزی هشت ساعت به کار دولتی اشتغال دارد. آیا خواندن سرگذشت چنین انسان فوق العاده ای نباید برای ما عبرت انگیز باشد؟ آیا خواندن چنین وقایع و حوادثی نباید به ما بیاموزد که تأمل بس است؟ باید شروع کنیم و سرسختانه به جنگ مشکلات برویم و اگر چنین کردیم، موفقیت و رضایت خاطر از آنِ ما خواهد بود.

         ای آنکه طلبکار خدایید، خود آیید        حاجت به طلب نیست، شمایید، شمایید

اگر قرار است کسی از خداوند طلبکار باشد، آن کس همان خانم فلجی است که یک عمر روی ویلچر زندگی می کند نه آن کسی که دست و یا تن سالم دارد ولی آن را بکار نمی اندازد. اگر این خانم محترم زانوی غم در بغل می گرفت، گوشه ای می نشست و دست به هیچ کاری نمی زد، هرگز کسی علت این ماتمزدگی را از او نمی پرسید، زیرا شرایط جسمی و روحی اش ایجاب می کرد که کسی از او سوالی نکند.

اما او چنین نکرد و با تلاش و کوشش دست به کارهایی زد که امروز در سایه آنها احساس رضایت و خرسندی می کند.

 

  • مصاحبه گر : خیلی روی رضایت خاطر و خرسندی تأکید می کنید ممکن است منظورتان را کمی روشن تر بیان کنید؟

شادی و شادمانی رابطه تنگاتنگی با میزان موفقیت در زندگی دارد، برای تداوم این شادی باید همواره از زندگی خویش رضایت داشته باشیم، انسان از لحظه ای که خود را می شناسد تا آن دم که چشم از جهان فرو می بندد، پیوسته در تلاش برای دستیابی به موفقیت و کامیابی است، بنابراین تعجبی ندارد اگر هم طالب آموختن رمز و راز موفقیت باشد، انسان با کسب موفقیت به دو پیروزی بزرگ نائل می گردد، هم به لحاظ مادی بی نیاز می شود و هم از نظر روحی و روانی شایستگی خود را به اثبات می رساند، تحقق این دو هدف ارزشمند، خود مشوق انسان است تا سراسر عمر در تلاش و تکاپو باشد.

 

  • مصاحبه گر : چرا شما همۀ موفقیت ها را ناشی از موفقیت در کار می دانید، چرا به موفقیت در سایر زمینه ها اشاره نکرده اید، همۀ موفقیت ها که کسب پول و مادیات نیست؟

اولاً این کتاب فقط در خصوص موفقیت در بازار کار صحبت می کند و به سایر زمینه ها وارد نمی شود، ثانیاً مگر مادیات اهمیت کمی دارد که بخواهیم به آن نپردازیم، شما از دفتر روزنامه تان بیرون بیایید و یک نگاهی به میدان ونک بیندازید، پس از چند لحظه به شدت تعجب خواهید کرد و از خود خواهید پرسید که این هزاران آدم چرا اینقدر در رفت و آمدند، شما فکر می کنید اینها به دنبال چه چیزی می دوند، 90% آنها به دنبال سیر کردن شکم خودشان و فرزندانشان هستند، خوب اگر آنها کتابی بخوانند و آموزش لازم را ببینند مسلماً خواهند آموخت که چگونه عمل کنند که کمتر بدوند و بیشتر بدست آورند. مگر این کار عیبی دارد، از طرفی شما تا در قصابی پول ندهید کسی به شما گوشت نمی دهد و این پول را اگر آسانتر بدست آوریم خیلی بهتر خواهد بود.

 

  • مصاحبه گر : برای نوشتن این کتاب چه مدت صرف وقت کردید؟

ده سال کار بی وقفه، مطالعه و بررسی صدها کتاب و نیز گفت و شنود با بیش از دو هزار نفر پیرامون مفهوم موفقیت به این کتاب شکل بخشیده، همه تلاش نگارنده مصروف آن بوده تا منطقی ترین و کارسازترین نظریات و سلیقه ها را برگزیده و به خوانندگان تقدیم کنیم حتی پا را فراتر گذاشته و از زندگی خود و تجربیات گذشته ام پرده برداشته ام تا خوانندگان کتاب با حقایق بیشتری آشنا شوند.

 

  • مصاحبه گر : برای کتابتان چطور ناشر پیدا کردید؟

اتفاقاً این هم داستانی شنیدنی دارد، وقتی این کتاب را نوشتم آن را به نزد ناشری معتبر بردم، ناشر معروف گفت: (مطالب این کتاب چندان تازگی ندارد و شباهت زیادی به کتابهایی دارد که در این زمینه ترجمه شده است) به او گفتم: ولی این کتاب نوشته یک ایرانی است، ترجمه مطالب غربی نیست در جوابم گفت: (همین که نوشته یک ایرانی است زیاد خواننده ندارد، خوانندگان این گونه کتابها به کتابهایی توجه دارند که نویسندگان بزرگ و مشهوری آ نرا نوشته باشند و پس از این که جزو کتاب های پر فروش می شود در این جا اقدام به ترجمه اش می شود، این کتاب نمی تواند با آن کتاب ها به رقابت برخیزد) به او گفتم: آخر مطالب آنها از فرهنگ کشور ما برنخاسته و با خلق و خوی ما جور نیست در جوابم گفت: (ناشر حق دارد سرمایه اش را در جایی بکار بیندازد که برگشت شود، ما که تعهد نداریم هر کتابی را چاپ کنیم مگر می خواهید ما ورشکست شویم) به او گفتم: این کتاب به سرعت تجدید چاپ می شود، من مطمئن هستم که چندمین بار تجدید چاپ می شود، نگاهی همچون عاقل اندر سفیه به من انداخت و گفت: (شما از خارج از کشور آمده اید و حال و هوای آنجا توی سرتان است، شما از نشر و مشکلات چاپ کتاب و کاغذ اطلاعی ندارید بنابراین من با شما بحث نمی کنم) دیدم سخت روی عقیده اش پافشاری می کند و دم گرم من بر آتش سردش اثری ندارد به او گفتم: پس من چه باید بکنم؟ در جوابم گفت: (اگر خیلی به موفقیت کتابت ایمان داری خودت آن را به چاپ برسان) به او گفتم: من که ناشر نیستم مگر من می توانم خودم آن را چاپ کنم؟ در جوابم گفت: (آری) و آن وقت فوت و فن این کار را به من آموخت و این شد که من کتاب را با سرمایه خودم به چاپ رساندم و الحمدالله که نه تنها ضرر نکرده ام بلکه سود هم برده ام.

 

  • مصاحبه گر : خوشحالیم که شما از این کتاب سود برده اید. دکتر کیهان نیا کتابهای دیگری هم نوشته اید؟

بله، هفده کتاب تا به حال نوشته و ترجمه کرده ام، بیشترین کتابهایم پیرامون مسائل خانواده، دلایل تفاهم زوجین، معیارهای ازدواج و غیره است.

 

  • مصاحبه گر : ممکن است بعضی از مشهورترین آنها را نام ببرید؟

زن امروز، مرد دیروز که 13 بار تجدید چاپ شد، جوانان و ازدواج که 14 بار چاپ گردیده، نوجوانان چه می گویند که 7 بار تجدید چاپ شده است و یک کتاب در خصوص ترک سیگار ترجمه کرده ام، مهتاب شبی که داستانی است واقعی و تحقیقی از یک پروژه طلاق تا مرز دادگاه که در قالب رمان به شما عرضه شده است، راز موفقیت در زندگی که جلد دوم راز موفقیت در بازار کار است و شما با خواندن این کتاب در آرامش مطلق قرار خواهید گرفت و زندگی برای شما آسان خواهد شد، تسخیر قلب همسر که هم برای خانمها و هم برای آقایان نوشته ام و اینکه چگونه در قلب همسر خود راه پیدا کنند، پرسش و پاسخ در حقوق خانواده که به پرسشهای بی شمار شما در خصوص رابطه دختر و پسر؛ مراسم خواستگاری؛ دوره نامزدی؛ شرایط عقد؛ میزان مهریه و سالهای اول ازدواج پاسخ می دهد، و اگر عمری باشد دو سه تا کتاب دیگر در دست تألیف دارم که تدریجاً آن را چاپ خواهم کرد.