مجله بانوی شرقی مهمان دکتر کیهان نیا و همسرش

ازدواج، گورستان عشق نیست

 

 

قهر و آشتی در منزل مشهورترین روانشناس ایران

دکتر اصغر کیهان نیا یکی از مشهورترین مشاورهای خانواده در ایران است که کتاب های زیادی در باره مسایل خانواده تألیف کرده و در برنامه های رادیو و تلویزیونی زیادی حضور داشته است. زوج های بسیاری با مشاوره های دکتر کیهان نیا زندگی نابسامان خود را سامان داده و به خوشبختی رسیده اند. به همین دلیل کنجکاو شدیم تا بدانیم زندگی خصوصی این دکتر مشهور چگونه است. آیا او در زندگی شخصی اش احساس خوشبختی می کند یا به قول معروف کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد! اما زمانی که به منزل دکتر کیهان نیا وارد شدیم متوجه شدیم یکی از دلایل موفقیت دکتر داشتن همسری مهربان و وفادار است. صفا و صمیمیت خانه کیهان نیا از جالب ترین نکاتی بود که توجه ام را جلب کرد. گفت و گوی دو ساعته ما با دکتر کیهان نیا به دو بخش تقسیم می شود: بخش اول کنجکاوی و پرس و جو از زندگی خصوصی دکتر و بخش دوم شنیدن نظرات کاربردی و راهبردی دکتر برای زوج ها، نظراتی که می تواند به زوج ها برای داشتن زندگی موفق کمک بسیاری کند و یا زوج هایی که در آستانه جدایی هستند را به زندگی امیدوار کند.

 

یک دکتر پرمشغله

بانوی شرقی : بیوگرافی مختصری از خودتان بگوئید. سن، شغل و اینکه چند فرزند دارید؟

     متأهل دارای 3 فرزند پسر و اهل نطنز هستم. از دانشگاه شهد بهشتی لیسانس حقوق گرفتم و فوق لیسانس و دکترای خود را در رشته مشاوره خانواده از آمریکا دریافت کردم. نویسنده 17 کتاب مختلف در زمینه مسائل خانواده هستم. یک کتاب در رابطه با موفقیت در بازار کار نوشته ام که 22 مرتبه تجدید چاپ شده است، کتاب هنر بهتر زیستن نیز از جمله کتابهای مشهورم است. ناشر کتابهای خودم و مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه راه کمال، حقوقدان هم هستم که البته کار وکالت نمی کنم فقط مشاوره حقوقی می دهم. فرزند اولم در ایران است و فوق لیسانس زبان آلمانی دارد، در موسسه گوته استاد تدریس زبان آلمانی و همسرش نیز در این موسسه همکارش است و کارمند سفارت آلمان هم هست. دو فرزند دیگرم در آمریکا هستند. دومی در رشته مشاوره جوانان در زمینه اعتیاد کار می کند و سومی هم محصل است. هر دوی آنها در آمریکا هستند زیرا در همان کشور متولد شدند. من حدود 30 سالگی و پس از دریافت لیسانسم و تولد اولین فرزندم به آمریکا رفتم. 15 مشاور دارم که زیر نظر من به خانواده ها خودشناسی و خودیاری در دوره های هفتگی را آموزش می دهند، کارشناس رسمی رادیو و تلویزیون هم هستم. در فرهنگسراها، دانشگاهها، وزارتخانه ها و شهرستانها سمینار دارم.

 

بیکارها همیشه کمبود وقت دارند!

بانوی شرقی : با این همه شغل چگونه می توانید به تمام آنها برسید و موفق هم باشید. مگر توصیه اصلی این نیست که آدم حداکثر دو شغل داشته باشد و بر روی آنها تمرکز کند؟

     فرد زیرکی پلو پخته بود فریاد می زد پلو دارم اگر نیائید فردا کوفته برایتان تهیه می کنم و اگر باز هم نیامدید پس فردا به شما آش خواهم داد.

 

بانوی شرقی : این پاسخ چه ربطی به سوال بنده داشت؟ ممکن است کمی توضیح بدهید؟

     من در دفترم مشاوره می کنم و با افراد مختلف صحبت می کنم همین تجربیات دفتر کارم را در کتاب منتشر می کنم یا در مجله خودم می آورم و یا این مطالب را در پنج، شش نشریه دیگر می نویسم و در رادیو و تلویزیون نیز می گویم. در واقع چند شغل من یک شغل محسوب می شود و تمامی آنها یکدیگر را تقویت می کنند و در جهت یکدیگر هستند. ما نباید دو یا سه شغل متضاد داشته باشیم.

 

بانوی شرقی : برای تنظیم وقت با این همه مشغله مشکلی ندارید؟

     شوپنهاور، فیلسوف آلمانی می گوید بیکاره ها معمولاً هیچگاه وقت ندارند، اما افراد منظم و با برنامه همیشه برای تمام کارهایشان وقت دارند چون بزرگترین سرمایه آنها برنامه ریزی است.

 

همسرم فامیلم است

بانوی شرقی : در انتخاب همسر چقدر به معیارهایی که برای مخاطبانتان بیان می کنید عمل کردید؟

     آن روزها عقل امروز را نداشتم گرچه اعتراف می کنم امروز هم عقل چندانی ندارم! (با خنده) در آن روزها همشهری و فامیل بودن در انتخاب همسر خیلی به من کمک کرد که خوشبختانه نتیجه اش هم خوب بود. به همین دلیل به جوانان توصیه می کنم از بستگان دور، همشهری و همزبان خود که دارای عادات و سنن نزدیک به یکدیگر هستند همسرشان را انتخاب کنند تا در شروع زندگی با بگومگو و خلق و خوی های مختلف مواجه نشوند. در ازدواج با فامیل نزدیک مثل دختر عمو و پسر عمو ممکن است مشکلات ژنتیکی و فیزیولوژی بوجود بیاید که آن را ابداً توصیه نمی کنیم.

 

نبود پول بدبختی می آورد

بانوی شرقی : آن موقع مشهور یا پولدار بودید؟

     مشهور که چه عرض کنم حالا هم چندان مشهور نیستم. متأسفانه یا خوشبختانه پولدار هم نبودم. در شروع زندگی شرایط خوبی نداشتیم. نیازهای اقتصادی زیادی داشتیم ولی با پشتکار، صمیمیت و دست به دست هم دادن به این شعار که در«کلبه ما رونق اگر نیست، صفا هست» جامه عمل پوشاندیم و به پول که خوشبختی نمی آورد اما نبودنش حتماً بدبختی می آورد هم رسیدیم.

مریم رضایی : خوشبختم

بانوی شرقی : چقدر در زندگی احساس خوشبختی می کنید؟

     بهتر است به این سوال همسرم جواب بدهد. (خانم مریم رضایی که پس از پذیرایی، شنونده صحبت های ما بود نیز به این گفت و گو وارد شدند).

 

بانوی شرقی : خانم رضایی خودتان را معرفی کنید و بگوئید در زندگی با آقای دکتر کیهان نیا احساس خوشبختی می کنید؟

     من مریم رضایی هستم. فوق دیپلم ادبی دارم و از شرایط خودم راضی ام. در طول روز با کارهای هنری مثل نقاشی و پتینه کاری، پختن غذای خوب و تزئین آن خودم را سرگرم می کنم. ضمناً در کار بازنویسی کتابهای شوهرم شرکت دارم. یک کتاب را هم با هم نوشتیم و در برخی مواقع به او در دفتر کمک می کنم. خوشبختی را در تجملات، پول و ماشین آخرین سیستم نمی بینم. خوشبختی، احساس درونی است. همین که در زندگی احساس بیهودگی نداشته باشید، احساس بدبختی هم نخواهید کرد. من در منزل کارگاه پتینه کاری هم دارم.

 

هیچ وقت مادرشوهرم را ندیدم!

بانوی شرقی : آقای دکتر در کتابهایش نوشته است همسران نباید همیشه در کنار هم باشند. آیا خودشان به این حرف عمل می کنند؟

     بله، حضور مداوم زن و شوهر در کنار هم اصطکاک ایجاد می کند و بهتر است گاهی اوقات همسران به یکدیگر وقت آزاد بدهند و فاصله ای هر چند کوتاه بین آنها پیش بیاید. یعنی فرصت دلتنگ شدن به یکدیگر بدهیم.

 

بانوی شرقی : رابطه شما با مادر شوهرتان چگونه است، دکتر کیهان نیا با مادر زنش چگونه رفتار می کند؟

     متأسفانه هیچ وقت مادر شوهرم را ندیدم و در زمان ازدواجم ایشان در قید حیات نبودند. اما همسرم رابطه بسیار صمیمی با مادر و خانواده من دارد و به موقع خانواده من را مانند خانواده خودش دوست دارد و با آنها رفتار می کند. البته همواره سعی کرده ایم هر دو طرف یک سری خطوط قرمز را رعایت کنیم.

 

حتی لباس عروسی هم نپوشیدم!

بانوی شرقی : خانم رضایی جشن عروسی شما مجلل برگزار شد؟

     باور کنید من حتی لباس عروسی هم نپوشیدم. به تجملات و تشریفات اعتقادی ندارم. خرج های سنگین و برگزاری مراسم عروسی در هتل های گران قیمت تضمین کننده یک زندگی خوب و رسیدن به خوشبختی نیست. هزینه های زیاد که برای یک شب خرج می شود فقط زوج ها را در آینده با مشکل مواجه می کند. من لباس عروسی هم نپوشیدم، هر چند خواهر شوهر بزرگم آن زمان می گفت این اشتباه را نکن اگر لباس عروسی نپوشی همواره حسرت خواهی خورد اما تا به امروز که من چنین حسرتی نخورده ام از حالا به بعد که سنم بالا رفته نمی دانم! (می خندد)

 

قهر و آشتی در منزل آقای دکتر!

بانوی شرقی : خانم رضایی طولانی ترین قهر شما با دکتر کیهان نیا چند روز طول کشیده است؟

     طولانی ترین قهر ما دو تا سه روز طول کشیده است البته همیشه قهر از جانب من بوده است و آشتی از طرف ایشان.

     کیهان نیا : قهر از طرف ایشان است و آشتی از طرف من. دلیل طولانی شدن قهر ما هم این بوده که گاهی اوقات سرم شلوغ بوده و مشغول نوشتن بوده ام، به همین دلیل فرصت نداشته ام برای آشتی پیشقدم شوم.

 

طلاق زرد؟!

بانوی شرقی : آقای دکتر دعوا واقعاً نمک زندگی است؟

     به دعوا اعتقادی ندارم اما به رنجش معتقدم. معمولاً زمانی که کسی را دوست داشته باشید مسلماً انتظاراتی هم از او دارید و زمانی که انتظارات برآورده نمی شود رنجش اتفاق می افتد. در دعوا ناسزاگویی، توهین و تحقیر مطرح می شود که بعد به آشتی می انجامد اما در رنجش این مسائل مطرح نیست با این حال به قول شاعر چون رشته گسست می توان به هم پیوست اما گره ای میان آن هست. دعوا یک واکنش عصبی، هیجانی، کودکانه و احساسی است که گاهی منجر به قهرهای طولانی هم می شود و تدریجاً به صورت عادت درمی آید. در مشاوره هایم گاهی اوقات با زوج هایی برمی خورم که شش ماه تا دو سال با همسرشان قهر بوده اند. میان این زوج ها اگرچه طلاق قانونی صورت نگرفته است اما طلاق زرد یا عاطفی صورت گرفته است.

     رسالت زندگی ما، شادابی و همفکری است پس چطور می توانیم چند ماه یا چند سال با یکدیگر قهر باشیم. ولی انتظار داشته باشیم در منزل ما نشاط و سرزندگی حاکم شود آیا به فرزندانمان فکر نکرده ایم؟ اگرچه ممکن است نزد فرزندانمان دعوا نکنیم اما قهر و سکوت های طولانی تأثیر خود را بر روحیه فرزندان می گذارد.

 

مرد سالاری بهتر است یا زن سالاری؟

بانوی شرقی : آقای دکتر در خانه شما مردسالاری حاکم است یا زن سالاری؟

     یکی از سوال هایی که در مشاوره های قبل از ازدواج مطرح می کنم این است که از دختر و پسر می پرسم در خانه آنها مردسالاری حاکم بود یا زن سالاری؟ اگر دختر در خانواده زن سالار و مرد در خانه مرد سالار بزرگ شده باشد این زوج به اختلاف برمی خورند. زیرا الگوی هر دو، پدر و مادرشان هستند اما اگر اوضاع برعکس باشد یعنی دختر در خانواده مرد سالار و پسر در خانواده زن سالار بزرگ شده باشد خیلی خوب است. در خانواده ما مادر سالاری بوده. مادرم توانمندی های بالایی داشت بنابراین احترام به زن هیچ اثر منفی بر روی من نداشت. بنابراین احترام به زن و قدرشناسی از زن جزیی از رفتارم شد به همین دلیل کتاب زن امروز، مرد دیروز را نوشتم.

 

نظنز را به اروپا ترجیح می دهیم!

بانوی شرقی : برای تفریح به کجا سفر می کنید؟

     رضایی : نطنز.  در آنجا باغی داریم که معمولاً دو هفته یک بار به آن سر می زنیم. گاهی اوقات هم به شمال و کیش می رویم. من سفر به نطنز را به سفر به اروپا و آمریکا ترجیح می دهم.

     دکتر کیهان نیا : من و همسرم در اروپا و آمریکا بوده ایم. عقده سفر به چنین کشورهایی را نداریم. جزیره کیش را هم برای شنا انتخاب می کنم چون واقعاً آب یددار آنجا عالی است.

     رضایی : همسرم مثل ماهی می ماند مدام در آب است، به شنا علاقه زیادی دارد.

     کیهان نیا : در نطنز باغبانی و با گل و گیاه ها سرم را گرم می کنم. معتقدم از خاک و گل و گیاه نیروهایی متصاعد می شود که تأثیر بسیار خوبی بر روی انسان دارد. یک جور انرژی درمانی است. اگر بتوانید با گل و گیاهان ارتباط برقرار کنید انرژی می گیرید. در باغ نطنز انرژی می گیریم تا محیط پر تنش تهران با این همه آلودگی صوتی و آلودگی آب و هوا را تحمل کنیم. عده ای به مسافرت می روند اما در محیط های بسته می مانند و احتمالاً تفریحات ناسالمی دارند و در سفر فقط پرخوری می کنند به همین دلیل وقتی از مسافرت برمی گردند چه بسا کمی هم خسته باشند.

 

اختلاف سلیقه با شوهر ایده آل و یک خاطره جالب

بانوی شرقی : آقای دکتر با رفت و آمد شما با دوستانتان مشکلی ندارند؟

     خیر. ایشان حتی تشویقم می کنند که با آنها معاشرت بیشتری داشته باشم و من هم به دکتر همین توصیه را می کنم و گاهی اوقات که می خواهد به نطنز برود به او می گویم که با دوستانش برود.

 

بانوی شرقی : اوقات فراغت شما و همسرتان چگونه سپری می شود؟

     دو هفته یک بار به نطنز می رویم، گاهی اوقات به سینما می رویم یا در خانه فیلم تماشا می کنیم. البته دوستان خوبی داریم و از معاشرت بدون تشریفات با آنها لذت می بریم.

 

بانوی شرقی : آقای دکتر کیهان نیا یک شوهر ایده آل هستند یا نه؟

     دکتر : بهتر است من بروم تا همسرم راحت و بدون رودربایستی صحبت کند.

     رضایی : ما هم مثل سایر زن و شوهرها هستیم گاهی اوقات اختلاف سلیقه با یکدیگر پیدا می کنیم اما دکتر با توجه به نوع شغلی که دارد می داند چگونه با این اختلاف برخورد کند. من هم تدریجاً با این مسائل آشنایی پیدا کردم. چند سال پیش مطلب جالبی خواندم اینکه به چند اصل در زندگی مثل عشق، ثروت، شانس، طرز برخورد و رفتار درصد داده بود. الان میزان دقیق درصدها را به خاطر ندارم اما اگر به عشق 55 درصد، علم 90 درصد، ثروت 40 درصد داده بود، طرز برخورد و رفتار زن و شوهر را 100 درصد نامیده بود. واقعاً طرز رفتار در زندگی خیلی مهم است اینکه با یک اختلاف در زندگی چگونه برخورد می کنید، با خشونت و ناسزاگویی یا خوشرویی و مهربانی.

     دکتر کیهان نیا : در این رابطه با خشونت و ناسزاگویی یک خاطره جالب دارم. روزی من و همسرم در اتومبیل بودیم که با یک ماشین دیگر شاخ به شاخ شدیم البته خوشبختانه تصادف نکردیم اما راننده ماشین رو به رویی که او نیز با خانواده اش بود سرش را از شیشه ماشین بیرون آورد و گفت: فلان فلان شده مگه کوری؟! من به او گفتم آقای محترم من عینک زده ام و حتماً بینایی کامل نداشتم پس حق به جانب شماست! آن راننده شرمنده شد و عذرخواهی کرد. بنابراین می بینید که چطور می توانیم از یک ناسزاگویی به عذرخواهی برسیم.

 

انتقادپذیری عامل رشد و پیشرفت

بانوی شرقی : آقای دکتر شما فرد انتقادپذیر هستید؟

     اولین مرتبه کلمه منطقی و انتقادپذیر را در آمریکا شنیدم. دانستن این کلمه و پایبند بودن به آن موجب رشد و پیشرفتم شد. زیرا من در خانواده ای که تحصیلات زیادی ندارند متولد شدم اما من از زیر صفر شروع کردم و با همین روش انتقادپذیری نیز رشد کردم. نادانی های خودم را با معاشرت و مشاوره به دانایی تبدیل کردم و این گفته که ره چنان رو که رهروان رفتند را در زندگی سر لوحه کارم قرار دادم. سعی می کنم هر روز چیزی بیاموزم زیرا رسالت انسان از به دنیا آمدن آموختن است.

 

وادار کردن مردها به شستن ظرف!

بانوی شرقی : آقای کیهان نیا شما در منزل به همسرتان در کارهای خانه کمک می کنید؟

     متأسفانه زمانی که از سر کار برمی گردم خیلی خسته ام و همسرم به من سرویس های فوق العاده ای می دهد که باید از او تشکر کنم ولی در مسافرت ها و آخر هفته ها اولاً من خودم غذا می پزم ثانیاً اگر همسرم ظرف شستنم را قبول داشته باشد ظرف ها را می شویم. در مسافرت ها هم مردهای دیگر را وادار به شستن ظرف ها می کنم. باید بگویم آنقدر خوب کباب درست می کنم که زمانی که جوانتر بودم دوستانم به من می گفتند اگر چلوکبابی باز کنی حتماً موفق می شوی!

 

تفاوت عشق و دوست داشتن

بانوی شرقی : چه تفاوتی بین عشق و دوست داشتن وجود دارد؟

     سوال جالبی است. دوست داشتن عادت است از علاقه آرام و نرم و لطیف و کمی احساسی و اما عاشقی یعنی احساسی افراطی، هیجانی، گاهی عصبی و بیمارگونه که در حقیقت در آن شدت و حدت نقش اصلی دارد. ریشه عشق از گیاه عشقه، گرفته شده است. عشقه، گیاهی است که به دور درختان دیگر می پیچد و آنها را در حقیقت می خشکاند. عشق های عصبی و هیجانی وقتی بروز پیدا می کند عاشق را درمانده می کند مخصوصاً جوان ها زمانی که عاشق می شوند دست و دلشان به هیچ کاری نمی رود و علاقه شدیدی دارند تا با معشوق حرف بزنند و مدام کنار معشوق باشند و حوصله انجام هیچ کاری را ندارند. ولی کسی که دوست دارد و از روی عقل و درایت انتخاب کرده، پرکار و با برنامه است زیرا می خواهد زندگی خود را سامان بدهد. در عاشقی وابستگی و دلبستگی بسیار زیاد است اما در دوست داشتن گرچه اندکی وابستگی است ولی افراطی نیست. اما پسر یا دختری که در یک شکست عشقی گوشه گیر شده احتمالاً افسرده گشته، دست و دلش به دنبال کاری نمی رود دچار اعتیاد عاطفی شده است. یعنی عزت نفس خود را از دست داده و در نتیجه احترام به خودش کم شده است و از وحدت وجود در او خبری نیست یعنی به جای عشق به طرف مقابل، اعتیاد به او را پیدا کرده است. زیرا هویتی برایش باقی نمانده پس از شکست در یک ماجرای عشقی دچار افت روحی و خلاء روانی شده. از نظر روانشناسان اعتیاد عاطفی چیزی شبیه به مواد مخدر است که شخص به حکم نیاز به آن جذب می شود. عاشق واقعی نه کسی را استعمار می کند و نه مستعمره کسی می شود. اغلب کسانی که در این حالت هویت خود را از دست می دهند متأسفانه مستعمره نفرت انگیز شخص دیگری شده که چه بسا با او ازدواج می کردند موفق نبودند.

انواع عشق

بانوی شرقی : می گویند عشق لازمه یک زندگی است اما کافی نیست آیا این حرف درست است؟

     عشق چند نوع است. یک عشق خاکی و سنتی داریم که معمولاً شعارهای آن روی کامیون ها و پشت وانت ها نوشته می شود. از جمله این شعار که «روی دروازه قلبم نوشتم ورود ممنوع اما عشق وارد شد و گفت من برای ورود هیچ وقت در نمی زنم» اینگونه عشق ها پایه و اساسی ندارد و بعد از وصال اگر معیارهای ازدواج درست انتخاب نشده باشد و مسئولیت پذیری بعدی انجام نشود متأسفانه حاصلی جز شکست ندارد. به فرمایش مولانا عشق ها کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود. اما عشق های بالغانه براساس معیار صحیح انتخاب شده است. اریک فروم، روانشناس برجسته می گوید انسان براساس اعتقاد و عقیده، عادت و باید و نبایدهایش و ایده هایی که دارد عاشق می شود. بنابراین بسیاری از آموخته های گذشته فرد در انتخاب فردی که به او عاشق می شود تأثیر دارد. البته عشق غیر اصیل هم داریم اینکه از روی کمبود محبت، کمرویی، عصبیت ها، درگیری های عاطفی سرچشمه می گیرد یا برای برطرف کردن نیازهای جنسی و منفعت مالی و مالکیت بوجود می آید که این عشق های غیر اصیل نیز متأسفانه به ندرت به سرانجام می رسند.

 

ازدواج گورستان عشق یا گلستان عشق؟

بانوی شرقی : چرا برخی دخترها و پسرها پس از شکست یک ماجرای عشقی افسرده، گوشه گیر، عصبی و حتی به جنس مخالف بدبین می شوند؟

     در شروع آشنایی دختر و پسر ابتدا دچار هیجان هستند، تدریجاً علاقمند می شوند و سپس به مرحله اطمینان می رسند و بالاخره تصمیم می گیرند. اگر تحت تأثیر هیجان قرار گرفته باشند، وعده هایی به هم می دهند که در عمل غیر ممکن است و طرف مقابل براساس این وعده ها اقدام به ازدواج می کند و بعد از ازدواج چون وعده ها محقق نمی شود یکی از زوجین دچار استرس و گوشه گیری می شود و احساس گول خوردگی پیدا می کند. به همین دلیل برخی می گویند ازدواج گورستان عشق است آن هم در حالی که در شروع ازدواج گلستان عشق بوده است اما به علت خلف وعده ها تبدیل به گورستان عشق می شود.

 

بانوی شرقی : یعنی اگر زوجی در انتخاب اشتباه کرد، وعده ها عملی نشد باید طلاق بگیرد حتی اگر بچه دار هم شده باشد؟

     من همواره به مخاطبانم می گویم از گورستان عشق هم می توان به گلستان عشق رسید حتی اگر ازدواج غلط بوده با تغییر رفتار و روش زندگی می توان خطاهای گذشته را اصلاح کرد، به قول دکتر مصدق می توان از جهنم به بهشت رفت. نمی توان اشتباه را با اشتباه دیگری که طلاق باشد جبران کرد. من به زوج هایی که دچار اشتباه شده اند می گویم شما حاضرید 140 واحد برای گرفتن لیسانس و 200 واحد برای گرفتن مدرک فوق لیسانس بگذرانید اما چرا حاضر نیستید 10 تا 20 واحد آموزش های قبل از ازدواج یا حین ازدواج را بگذرانید.

 

با عشق می توان ازدواج کرد؟

بانوی شرقی : چرا برخی ازدواج ها با وجود آنکه با عشق و علاقه شروع می شود شکست می خورد؟

     اگر به دادگاه نگاه کنیم و دعاوی که در آنجا مطرح می شود، می بینیم که 50 درصد افرادی که در آنجا هستند عشاق سابق بوده اند که امروز به دنبال جدایی هستند. در ازدواج اینها نشانه هایی که در ابتدا گفتم زیاد دیده شده است. بنابراین معیارهای صحیح انتخاب همسر رعایت نشده است. معیارهایی مثل فرهنگ دو خانواده، تفاوت تحصیلات، سن و دیگر مسائل که در کتاب جوانان و ازدواج ذکر کرده ام. اگر در ازدواج مسئولیت پذیری از سوی دو طرف وجود نداشته باشد این عشق ها سرانجامی ندارد. گلدان عشق خاک سالم (معیارهای صحیح انتخاب همسر) و کود، آب و آفتاب (مسئولیت پذیری ازدواج) را می خواهد. بنابراین فقط عشق برای زندگی مشترک کافی نیست.

 

بانوی شرقی : پس عشق و علاقه در زندگی چه زمانی پدیدار می شود؟

     اگر معیارهای درست انتخاب همسر رعایت شود و مسئولیت پذیری های بعد از ازدواج برقرار باشد مسلماً علاقه پیدا می شود مثل خیلی شهرستانی ها که ازدواج سنتی دارند و اغلب پدر و مادر همسر را انتخاب کرده اند که انتخاب درستی هم بوده است؛ زوج ها سالها عاشق هم می مانند اما اگر معیارهای انتخاب همسر درست نباشد و مسئولیت پذیری های بعد از ازدواج و مراقبت ها نیز وجود نداشته باشد این ازدواج ها پایان خوشی ندارد.

 

رمز و راز توافق و تفاهم در زندگی

بانوی شرقی : برخی می گویند ازدواج ما بعد از مدتی به سردی گرائید  برای این زوج ها چه توصیه ای دارید؟

     برخی زوج ها در این مورد می گویند بد شانس و بد اقبال بوده ایم یا قسمت ما این بوده است. چنین پاسخ هایی بدترین جوابهاست که یک نفر می تواند بگوید. قومی به جد و جهد گرفتند زلف یار  قوم دگر حواله به تقدیر می کنند. تقدیر معنا ندارد، شانس و اقبال صحیح نیست، توافق و تفاهم در زندگی زناشویی راز و رمزی ندارد و به شانس و اقبال وابسته نیست. قسمت در آن تأثیر ندارد، تفاهم در یک زندگی زناشویی به راه و روش نیاز دارد. هیچ خوشبختی تصادفی نیست. چشم انتظار معجزه نباشید. هنر مذاکره را بیاموزید. هنر تسخیر قلب همسرتان را یاد بگیرید. نکات باریکتر از مو و زندگی شاداب را یاد بگیرید. رسیدن به خوشبختی بهایی دارد و باید بهای آن را بپردازید نه آنکه بگویند قسمت و تقدیرم چنین بوده است. زندگی زناشویی مشخصه اولیه اش علاقه و محبت است، دوم اینکه همسر خود را آنگونه که هست قبولش کنیم و مدام به دنبال تغییر دادن او نباشیم و نقطه نظر خود را حجت، دستور و حقیقت نپنداریم، سوم اینکه مسئولیت پذیر باشیم و به وظایف خود آگاهی کامل داشته باشیم، چهارم اینکه کمی روانشناسی خود و طرف مقابل را بدانیم و از خود بپرسیم من کیستم؟ چه شخصیتی دارم؟ از چه خانواده ای بیرون آمده ام؟ مهرطلب، حساس و زودرنجم؟ و ... همین سوال ها را در باره همسرش نیز از خود بپرسد. رعایت این نکات را در کتاب زنان و مردان عاشق چه کسی می شوند، شرح داده ام. بنابراین باید صبر و شکیبایی خودتان را بالا ببرید. در این صورت دیگر در زندگی زناشویی نباید یک نفر گذشت کند و یکی من باشد و دیگری نیم من! بلکه هر دو طرف نیم من خواهند بود و زندگی شاداب و پر نشاطی خواهند داشت.

 

5 سوال مهم از مردان

بانوی شرقی : آقای دکتر شما تاریخ ازدواج تان را به خاطر دارید؟ معمولاً خانمها از شوهرانشان گلایه می کنند که تاریخ ازدواج، تاریخ تولد آنها را شوهران به یاد ندارند.

     از تمام مردانی که برای مشاوره به دفترم می آیند 5 سوال می پرسم:

1- آیا به همسر خود حرف خوب می زنید؟ چرا که پیغمبر (ص) در 1400 سال پیش فرمود «هر مردی که به زنش بگوید دوستت دارم، این حرف یک عمر در خاطر همسرش باقی می ماند.» پس اگر مسلمان هستیم چرا نباید به فرمان پیامبر اسلام (ص) توجه کنیم.

2- به همسرتان احساس خوبی می دهید که همواره احساس روزهای اول ازدواج را داشته باشد و مستقیم و غیر مستقیم به او می گوئید که دوستش دارید؟

3- در مناسبت های مختلف مثل تاریخ تولد، روز زن، سالگرد ازدواج و سایر مراسم برای همسرتان هدیه می خرید؟

4- از نظر مسائل مالی به او امنیت خاطر می دهید؟

5- وظایف زناشویی و بهداشت او را به خوبی می دانید و متوجه هستید که رابطه زناشویی مثل یک غذای فرانسوی است اول اردور دارد سپس غذا و در نهایت دسر. آیا در روابط زناشویی بهداشت را رعایت می کنید.

     اگر مردان چنین رفتاری را انجام دهند عشق شان به تعالی می رسد و زندگی آنها تبدیل به درختی پر ریشه و قوی خواهد شد که هر هرزه بادی نمی تواند آن را بلرزاند و با یک نگاه و یک حرکت نسنجیده زندگی دچار تلاطم نمی شود.

 

راز موفقیت

بانوی شرقی : آقای دکتر راز موفقیت شما چیست؟

     1-انضباط 2- برنامه ریزی 3- تلاش و سختکوشی 4- همراهی همسر بسیار خوبم، به قول معروف پشت هر مرد موفق یک زن خوب قرار دارد و نکته آخر برای خوانندگان شما اینکه همواره همسرتان را ببخشید و گذشت داشته باشید. زندگی زناشویی مثل پازل است که به سرعت قطعات آن را کنار هم باید چید. زن و مرد هم باید کلیدهایی در دست داشته باشند که اگر یک کلید به کار نرفت کلیدهای دوم و سوم را به کار ببرند. آدمیزاد برای آنکه حرف زدن را یاد بگیرد دو سال زمان لازم دارد، اما برای آنکه چگونه حرف زدن را یاد بگیرد 30 سال زمان لازم دارد. بنابراین باید با رفتار درست، بحران ها را پشت سر گذاشت و سوء تفاهم ها را برطرف کرد.