نوع لباس؛ دغدغه نوجوانان

مقاله دکتر اصغر کیهان نیا در روزنامه زن

     چه لباسی بپوشم؟ این هم یکی دیگر از سوالاتی است که همیشه جوانان از والدینشان می پرسند. چندین دست لباس دارند، ولی موقع انتخاب لباس متحیرند که چه لباسی بپوشند. نوجوان از هیچ لباسی برای مدت طولانی راضی نیست و فکر می کند که اگر هر روز لباس جدیدی برایش بخرند، وضعش از آنچه هست، بهتر می شود. مرتباً به سر و وضعش می رسد، این لباس را نپوشیده، آن یکی را امتحان می کند. هنوز از پیراهنی استفاده نکرده به بهانه قشنگ نبودن، آن را به کناری می اندازد یا به دوست تازه اش می بخشد. از شلوارهای نخی و پشمی بیزار است. بیشتر دور و بر شلوار جین پرسه می زند و تا بالاخره چند تایی دست و پا نکند، دست از تلاش برنمی دارد.

     نوجوانی که هنوز اندامش شکل نگرفته، پاهایش باریک است، گردنش لاغر است و یک دفعه قد کشیده؛ از هر لباسی بیزار است، برای اینکه هیچ لباسی به این اندامِ تازه شکوفا شده نمی آید؛ پس او حق دارد که کلافه باشد. همه تقصیرها را به گردن طرح و مدل لباس می اندازد، در حالی که مشکل از جای دیگری آب می خورد!

 

     البته این واکنش ها اغلب به دو گروه از نوجوانان تعلق دارد. گروه اول، آنهایی هستند که می خواهند مورد توجه قرار گرفته و هر کجا که ظاهر می شوند، صحبت از آنان باشد. اینها در واقع اعتماد به نفس کمتری دارند و اضطراب از ویژگی های بارز آنهاست. درست به همین دلیل هم در بیشتر انتخاب های خود و از جمله لباس، مردد و سرگردان اند. گروه دوم هم که تفاوت رفتاری زیادی با گروه اول ندارند، در واقع گرفتار رفاه فراوانند و آنچه را اراده می کنند، بلافاصله والدین برای این عزیزان! فراهم می کنند. تنها واکنش اصولی والدین، این است که با برقراری رابطه عاطفی و مهرانگیز آنها را به تعادل برسانند.

     عده ای دیگر، اصلاً به سر و وضع خود اهمیت نمی دهند. هر چه دم دستشان می آید، می پوشند و دنبال مُد و این جور چیزها نیستند و به هر چه برسند، قانع اند، آنها بس که از ریخت و قیافه خویش بیزارند، هیچ فکر نمی کنند با پوشیدن لباس و یا تغییر آن بهتر می شوند؛ بنابراین به کلی همه چیز را رها می کنند. آنچه مسلم است، بیشتر این واکنش ها طبیعی و اقتضای سن آنهاست. والدین وقتی به طبیعی بودن این گونه عکس العمل ها واقف باشند، صبوری لازم را برای تغییرات خواهند داشت و در مقابل چنین رفتارهایی برخوردهای از پیش تعیین شده انتخاب خواهند کرد.

     این شلوار جین لعنتی خیلی از والدین را به ستوه آورده، به خصوص وقتی که به صورت رنگ و رو رفته و با وصله ای روی زانو باشد، یا دور پاچه اش ریش ریش شده باشد!

     مادری می گفت: رفتیم با پسرم و یک شلوار جین برایش خریدم که بسیار هم گران بود ولی دو سه روز بعد دیدم رنگ و رو رفته است. از او پرسیدم: چرا به این روز درآمده؟

     گفت: اون رو توی آب اکسیژنه زیاد گذاشتم تا رنگ به رنگ بشه! گاهی هم پس از خرید شلوار جین با سنگ پا می افتد به جون اون تا قیافه اش را کهنه کند بعد بپوشه! من که از دست این پسره به ستوه آمدم، این ادا و اطوارها چیه از خودش درمی آره؟ ما وقتی قد اون بودیم، جرأت نمی کردیم از این کارها بکنیم. این از شلوار خریدنش، اون هم از پوتین خریدنش که قیمتش سر به فلک زده. من نمی دونم این مُدها چیه که تو مدرسه پیدا می شه، وقتی بهش می گم ندارم، می گه بیشتر بچه ها دارند منم دلم می خواد داشته باشم. مادر اضافه می کرد: اگر پدر، بالای سرش بود حتماً می توانست قانعش کند، آخر بچه ها از پدرشون حساب می برند. چه کنم که شوهر من مدتی است فوت کرده. از طرفی نمی خوام بچه ام عقده ای بشه، هر چی فکر می کنم می بینم این قدر پول برای یک کفش زیاده، تازه کفش را که خرید، بلوز فلان مارک رو می خواد، عینک دودی، که چه می دونم ری بن باید براش بخرم، مگه من چقدر درآمد دارم که بخواهم یا بتوانم این خرجها را بکنم، آخه این چه وضعیه، کی می تونه از پس این مخارج بربیاید؟

     دیدم مادر، گویا دلش از جای دیگری پُر است، بنابراین با او همدلی کردم و گفتم: حق با شماست، من حرف های شما را تصدیق می کنم و به خصوص مسئولیت شما خیلی زیاد است. باید هم برای پسرتان پدری کنید و هم مادری، ولی اجازه دهید پیش از وارد شدن به بحث پیروی از مُد، یکی دو نکته را با هم روشن کنیم. مثلاً من اعتقاد ندارم که کمبود اقتصادی و یا در جایی کمتر خرج کردن موجب عقده ای شدن فرزند شما بشود. فرزند ما باید با حقیقت زندگی ما و مقدار درآمد ما آشنا باشد. سعی کنید او را در مخارج خانه سهیم کنید تا به میزان درآمد شما و میزان مخارج ماهیانه تان پی ببرد، آن وقت مطمئن باشید توقعاتی خارج از قاعده و عرف نخواهد داشت، دیگر اینکه خیلی از نوجوان ها پدر هم بالای سرشان هست، ولی باز هم چنین توقعاتی دارند. شما اتفاقاً باید از نداشتن پدر حُسن استفاده را کرده و خود را در پناه او قرار دهید و مسئولیت های او را در غیاب پدرش یادآور شوید تا او به تدریج نقش خود را به عنوان مرد خانه بیشتر پیدا کند.

   

   پیروی جوانان از مُد مقوله دیگری است. اساساً نفس پیدایش مُد نوعی تنوع طلبی است که هر انسان زیاده خواهی ممکن است از آن پیروی کند؛ ولی نه شما و نه من و نه هیچ کس دیگری با این بی بند و باری ها موافق نیست. پیروی از مُد، اگر به منزله استفاده از رنگ های زیبا، و طرح های قشنگ باشد، عیبی ندارد. اشکال موقعی شروع می شود که با شرایط زندگی ما مغایرت داشته باشد. فرزند شما همان طوری که خودش گفته، برای آنکه بین هم سن و سال هایش جا پیدا کند، ناچار شده هم رنگ آنها شود.

   متأسفانه پیروی از مُد و پوشیدن لباس های ناهمگون، نوعی واکنش ستیزه جویانه نوجوانان نسبت به مسائل و موضوعاتی است که در جامعه می گذرد و آنها با این مسائل مخالف اند و به این ترتیب، ناخشنودی خود را ابراز می دارند. پیروی از مُد گاهی هم، وسیله ای برای اعلام جنگ به بزرگترها و احتمالاً دهن کجی به اجتماع است. نوجوان می خواهد به نوعی ناسازگاری خود را با محیط ابراز کند، چون راهی نمی یابد، ناچار به پیروی از مُد که یکی از این وسیله هاست متوسل می شود. بعضی از نوجوانان بدان لحاظ دنبال مُد می روند، چون مایلند مورد توجه قرار گیرند.

   غربی ها برای نفوذ در میان ما شگردهای خاصی دارند؛ انتقال مُد هم یکی از این حیله هاست. متأسفانه نوجوانان به علت نداشتن اعتماد به نفس کافی، خود را باور ندارند و ناخودآگاه فکر می کنند اگر از مُد پیروی کنند، شایستگی بیشتری خواهند داشت.

   درست است که شما خانمی موقر و متین هستید و لباس پوشیدن شما هم مطابق معیارهای جامعه تان است، ولی من و شما از کجا می دانیم که والدینِ دوستان فرزندمان از مُد پیروی نمی کنند؟ شما می دانید که فرزند الگوی اولیه را از والدین می گیرد. وقتی فلان خانم تحت تأثیر مُد، هر هفته موی خود را به رنگی درمی آورد و کفش لژداری می پوشد و ده ها تقلید دیگر کورکورانه از فرهنگ غرب می کند نمی تواند فرزندان خود را از پیروی از مُد نهی کند، متأسفانه فرزندان این خانواده ها به مدرسه ای می روند که فرزند من و شما هم به آن جا می رود. بنابراین اگر فرزند شما از آنها پیروی کند، نیاز به این موضوع که نباید از قافله عقب بیفتد، او را به این راه کشیده است. سعی کنید با فرزندتان صحبت کنید و شرایط زندگی خود را با او در میان بگذارید و به جای سرزنش او، تلاش کنید هویتش را که یک ایرانی است، به او تفهیم کنید تا باور او نسبت به خود و کشورش بیشتر شود. مشکل ما این است که خود و فرهنگ مان را دست کم می گیریم.