آستانه انفجار

 

 

حتی زوجی عاشق در برخورد با یکدیگر دچار رنجش می شوند. زیرا به طور طبیعی وقتی کسی را دوست داریم، از او توقعاتی داریم. گاه از او بیش از دیگران هم توقع داریم و هنگامی که انتظاراتمان برآورده نمی شود، می رنجیم. البته رنجش امری طبیعی است اما باید مراقب باشیم هرگز و تحت هیچ شرایطی رنجش خود را از همسر پوشیده نداریم. زیرا رنجش های کوچک در روح مان انباشته می شود و سرانجام به آستانه انفجار می رسیم. در این مرحله است که جرقه ای می تواند آتش خشم بی پایان ما را شعله ور کند. متأسفانه سرانجام چنین وضعیتی به هیچ وجه خوشایند نیست. داد و فریاد راه می اندازیم، بد و بیراه می گوییم، ناله و شیون سر می دهیم و خلاصه همه چیز را درهم می شکنیم.

هر سیستم حرارتی یک ترموستات دارد. ترموستات روان ما نیز تخلیه فشارهای درونی است. مثال دیگ زودپز را به یاد می آورید؟ وقتی دیگ زودپز بی صداست، خطر انفجار در پیش است. آیا بهتر نیست با آشنایی با شیوه تخلیه فشارهای درونی تنش های انباشته خویش را خارج کنیم؟ بله، با گفت و شنود می توانیم هر رنجش و دلگیری را از خود دور کنیم، به شرطی که با فن گفتگو و راه رفع دلخوری آشنایی کامل داشته باشیم.

 

1- فن گفت و گو

 

دریای فراوان نشود تیـره به سنگ

عارف که برنجد تُنک آب است هنوز

 

اوایل ازدواج همه کوتاه می آیند، اغماض می کنند، از یاد می برند، می بخشند و زود آشتی می کنند. اما پس از چندی هیچ یک کوتاه نمی آیند، اغماض نمی کنند، از یاد نمی برند و نمی بخشند. همه چیز از زیر ذره بین رد می شود، زود می رنجند و می رنجانند. بعد هم می گویند چرا من برای آشتی پیشقدم شوم. متأشفانه این روند به مرحله ای می رسد که زوج نتیجه می گیرند حرف زدن فایده ای ندارد. یکی می گوید چه فایده وقتم را صرف حرف زدن با او بکنم! او که اصلاً به حرفم گوش نمی دهد. تا حالا چند بار امتحان کرده باشم خوب است؟ دیگری می گوید همسرم فقط به خواسته های خودش فکر می کند، خودخواه است و اصلاً فرصت حرف زدن به من نمی دهد. هر وقت خواستم با او حرف بزنم فقط خودش گفته و خودش شنیده. من حتی یک کلمه هم نتوانسته ام حرف بزنم. وقتی کار به اینجا می کشد، زوج دیگر دور گفت و گوی مستقیم را خط می کشند. اما زندگی مشترک همچنان ادامه دارد. ناگزیر برای شناخت طرف مقابل و خواسته های او به حدس و گمان متوسل می شوند. مشخص است این شناخت نمی تواند درونی و عمیق باشد. رنجش ها هم مزید علت می شود و کار به گوشه و کنایه می کشد. به این ترتیب روز به روز رابطه وخیم تر می شود.

 

همسر رنجیده می کوشد حقانیتش را ثابت کند. معتقد است رفتاری غیر منصفانه و دور از عدالت با وی شده است. مرد رنجیده خاطر به تدریج زمام روان خویش را از دست می دهد. او اگر قدمی برای رفع رنجش خود برندارد، مدام بر میزان آن افزوده می شود و کار به قهر می کشد.

 

در تمامی مراحل فوق هم صحبت شدن می توانست درهای آشتی را بگشاید. گاه خجولی باعث می شود برای رفع دلخوری قدم پیش نگذاریم. گاه از واقعیت فرار می کنیم و مشکل را رها می سازیم. گاهی هم به طور حیرت آوری مایلیم دیگران را شبیه خود کنیم. در حقیقت به این دلیل که خود تأیید شویم. در حالی که معلوم نیست مثل ما شدن درست باشد. در ثانی، از کجا معلوم همه چیز تغییر کند و شرایط زندگی مان بهتر شود؟ باید دست از خودخواهی برداریم. باید بپذیریم رابطه ای معقول و مورد پسند است که بر حس احترام به عقیده و گفتار طرف مقابل استوار باشد. باید همسرمان را همان طور که هست قبول کنیم. برای اینکه به خواسته های منطقی مان توجه کند، باید به خواسته اش احترام بگذاریم. باید به شیوه پسندیده ای با او حرف بزنیم. اگر با او صحبت نکنیم از کجا بداند چه خواسته ای داریم. کسانی که معتقدند از گفتگو طرفی نبسته اند، باید بدانند به شیوه حرف زدن آشنایی کافی نداشته اند. هر جنگی سرانجام پای میز مذاکره حل و فصل شده است. جنگ خانوادگی نیز پایان پذیر است و با گفتگو فاصله ها و دلسردی ها از بین می رود.

 

 

مردی می گفت: «اصلاً فایده ندارد با همسرم حرف بزنید. من همه راهها را رفته ام. آنقدر بد دهن است که دیگر حاضر نیستم حتی یک کلمه با او حرف بزنم. او یک دیوانۀ به تمام معناست. شما راه طلاق را بروید و درصدد تلاش برای ایجاد تفاهم بین ما نباشید.»

 

به رغم حرف های مرد اصرار کردم همسرش را ملاقات کنم. شاید باور نکنید. هیچ یک از نشانه هایی که مرد داده بود، در زن ندیدم. تنها کمی عصبی به نظر می رسید اما در کل بسیار منطقی بود. با وجود اینکه شوهرش گفته بود باید طلاق بگیرند، با اعتماد به نفسی فوق العاده می گفت: «من از طلاق نمی ترسم اما زندگی مان نباید به جدایی بکشد. باید تلاش کنیم به تفاهم برسیم.»

 

وقتی اشتباهاتش را از من شنید و انتظارات شوهرش را فهمید، در کمال شهامت گفت: «از این قضایا خبر نداشتم. نمی دانستم این کارهایم او را رنجانده. حاضرم اشتباهاتم را جبران کنم. پیش شرط هم قائل نمی شوم که اول او باید تغییر کند. من تلاشم را می کنم و بعد منتظر تغییر رفتارش می شوم.»

 

وقتی به مرد گفتم همسرش به اشتباهات خود معترف است و حاضر است در رفتارش تجدید نظر کند، گفت: «غیر ممکن است. او یک کله شق به تمام معناست.»

 

گفتم: «هر انسانی دو بخش خوب و بد دارد. متأسفانه شما بخش بد یا به قول خودتان یکدنده او را رو آورده اید. در حالی که همین زن به قول شما کله شق به جای خود بسیار منطقی است. اما شما هم نباید خواسته های تان را با تهدید و ارعاب مطرح کنید. شما در نحوۀ مراوده خود با او دچار اشتباه شده اید و این اشتباه موجب چنین مشکلاتی شده است.»

 

2- فن رفع دلخوری

 

یک نکته بگویمت به تحقیق بسنج

گر عاقل و کاملی مرنجان و مرنج

 

در زندگی زناشویی دلخوری ها، رنجش ها، شکایت ها و مشاجره ها فراوان است. اگر چنین نباشد باید نگران بود. زیرا به یقین رابطه زوج به سردی گراییده و نسبت به هم بی اعتنا شده اند و دیگر هم را دوست ندارند که از یکدیگر نمی رنجند. اما آنچه مهم است و به پایداری رابطه شان مدد می رساند، نحوه برخورد با این مشکلات است.

 

هر گفت و گویی آدابی دارد که اگر به همه نکاتش توجه شود، پایانی خوش خواهد داشت. اما اگر با پیش بینی و سیاستِ از قبل تعیین نشده اقدام به شکوه و شکایت کنیم، چه بسا وضع از آنچه هست، بدتر شود. در بندهای زیر راههای یک گله گزاری خوب را شرح می دهم تا با آشنایی با فنون آن بتوانید این مرحله حساس را درست پشت سر بگذارید:

 

1- پیش از آن که دلخوری خود را با همسرتان در میان بگذارید، ابتدا عین آن را روی کاغذ بنویسید. به این ترتیب سهم خود را در پیشامد مربوطه بهتر خواهید دید. از سوی دیگر نوشتن ماجرا از ابتدا تا انتها باعث آرامش نسبی تان می شود و در عین حال با یادآوری ماجرا به علت های آن بهتر واقف می شوید.

2- پیش از صحبت سعی کنید خود را جای همسرتان بگذارید. با این کار بهتر به مشکلات او پی می برید.

3- پیش از صحبت با همسر هرگز موضوع را با دیگران مطرح نکنید. زیرا ممکن است گفته های تان را وارونه یا با شاخ و برگ به او تحویل دهند و وی را بر علیه شما بشوراند.

4- در ابتدای صحبت تأکید کنید قصد شما از مطرح کردن رنجش، رسیدن به حُسن تفاهم است. زیرا قهرهای طولانی و جدال بیهوده است و راه به جایی نمی برد.

5- پیشاپیش یادآوری کنید شاید اصل ماجرا یک سوء تفاهم باشد و قصدتان از صحبت رفع آن است.

6- سعی کنید از نکات مثبت کارهای اخیر او یا آنچه از او پسندیده اید، ذکری به میان بیاورید تا فضای مذاکره صمیمی شود.

7- با لحنی دوستانه و مهربانانه صحبت کنید. تمام مدت گفتگو مواظب باشید خشمگین نشوید.

 

8- تأکید کنید ممکن است مقصر این ماجرا خودتان باشید. بنابراین محض رفع دلخوری اقدام به صحبت کرده اید. اگر تقصیری داشته اید، حتماً آن را به زبان بیاورید و از همسرتان پوزش بخواهید. این کارتان جوّ گفتگو را بهبود می بخشد و همسرتان فکر نمی کند محاکمه ای در کار است. در ضمن او نیز به نوبه خود آماده پذیرفتن اشتباهاتش می شود.

9- ضمن حل مسائل سعی کنید حرف هایتان را با زخم زبان، کنایه، تحقیر، تمسخر و تخطئه بیان نکنید. زیرا وضع از آنچه هست بدتر می شود. یک گفتگوی خوب از تهدید، ارعاب و حمله به دور است.

10- هرگز همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید و مزایای آنها را به رخش نکشید. اگر می خواهید مقاسه ای در کار باشد، سعی کنید او را با خودش، یعنی خطای احتمالی اش را با رفتار خوب خودش در موقعیتی دیگر، مقاسه کنید.

11- از دلخوری ها و رنجش های کوچک شروع کنید و از گذشته های دور یاد نکنید. پس از رفع دلخوری او را وادار نکنید به گناهش اعتراف کند و از شما عذر بخواهد. این امر غرورش را می شکند و جری اش خواهد کرد.

12- از یکدندگی و لجاجت بپرهیزید. اگر موردی در آن جلسه حل نشد، گفتگو را به بعد موکول کنید.

13- هنگام گفتگو اگر همسرتان خواست حرفی بزند، مانعش نشوید و سراپا گوش باشید. فرصت دهید تا اظهار نظر بکند. با این رفتارتان ثابت می کنید او نیز دارای حق و حقوقی است. از طرفی همسر شما با حرف زدن تخلیه روانی می شود. وقتی گفته هایش تمام شد، آرامش و راحتی زیادی احساس خواهد کرد و پیش خود خواهد گفت من هم حرفم را زدم. به این ترتیب امکان آشتی و رسیدن به تفاهم مطلق فراهم می شود.

14- به هر شکل که می توانید رفع دلخوری را جشن بگیرید- با هدیه دادن شاخۀ گلی یا هر چیز جزیی مورد نیاز طرف مقابل- خانم می تواند از هنر آشپزی اش بهره بگیرد و کیک یا شیرینی بپزد، آقا می تواند دعوت به عصرانه یا شامی در بیرون کند و ...

 

به این ترتیب به صلحی نسبتاً طولانی می رسید. آشتی های اجباری که ناشی از آمدن مهمان، تمایل جنسی یا اتفاقی مهم است، بنیانی سست دارد. زیرا ریشه اختلاف ها همچنان ناشناخته و دست نخورده باقی مانده است. چون روش آتی برخورد هم مشخص نشده است، ناگزیر همه چیز دوباره به شکل نخست خود درمی آید.