نامه نوشتن به همسر

رنجش های کوچک همچون طاعون عشق را نابود می کند.

«لئو بوسکالیا»

 

نوشتن نامه عاشقانه یا اصولاً نامه نگاری یکی از مشغولیات دلپذیر کسانی است که دوران مجردی خود را سپری می کنند. کمتر جوانی پیدا می شود به دوست، نامزد یا همسر آینده خود نامه ننوشته باشد و راز دل نگفته باشد. در آن نامه ها از دوری ها، به هم نرسیدن ها و گاه از سختگیری والدین و اطرافیان صحبت به میان می آمد؛ از نداشتن ها، کم داشتن ها، بیکاری ها، درس خواندن ها و فارغ التحصیل شدن ها سخن می رفت؛ از امیدها، آرزوها، خوشبینی ها و نقشه های آینده حرف ها زده می شد تا سرانجام دوری ها به وصال انجامید و زندگی مشترک زناشویی آغاز گردید.

 

در آن نامه ها پیشنهادها و راه حل ها به راحتی عرضه می شد و طرف مقابل با خوشبینی، همدلی وهمراهی پذیرای مسائل و مشکلات می شد و چنین شد که دلداگان به هم رسیدند و زندگی آغاز شد. آن وقت ها کسی نمی گفت چرا حرف تو! چرا تو تصمیم بگیری و چرا هر چه تو می خواهی، همان باید بشود. کسی نمی گفت تو اشتباه می کنی، حق با تو نیست و آنچه من می گویم صحیح است. هر دو یکی بودند و حرف این، حرف دل آن بود. به سرعت باد تصمیم می گرفتند و همچون شیری به مشکلات حمله می بردند و هیچ مشکلی را سد راه خود نمی دیدند.

 

خوب، اگر نامه نوشتن پیش از ازدواج درست بود و به هم یادداشت دادن هم فال بود و هم تماشا، چرا پس از ازدواج باید قطع شود؟ چرا کماکان حرف های دل را به همدیگر نگوییم و خواسته هایمان را بی پرده پوشی بیان نکنیم؟ چرا از خستگی ها، رنجش ها، ناراحتی ها و مشکلات نگوییم و از یار دیرین نخواهیم به کمک مان بشتابد؟ وقتی نیاز به قدرشناسی، صحبت و همدردی داریم، چرا آن را با همسرمان درمیان نگذاریم؟ چرا شکایت ها، خواسته ها و انتظارهای خود را به همسر ابراز نکنیم تا پاسخ مطلوب و مورد علاقه بشنویم؟ چرا از غرورها، ضعف ها و آسیب پذیری های خود به همسرمان نمی گوییم تا او با شناخت بیشتر از ما، به جای این که در مقابل مان بایستد، به کمک مان بشتابد؟ وقتی از ناتوانی ها، نارسایی ها و لنگی های خود می گوییم، به همسرمان فرصت می دهیم در نقش قهرمان ظاهر شود و در نتیجۀ کمک به ما، خود به احساس رضایت برسد.

 

با نوشتن آرام می شوید، از تنش ها و عصبیت ها تخلیه می شوید و هنوز نامه تمام نشده، خود را در آرامش می بینید. امتحان کنید تا اثر معجزه آسایش را با تمام وجود لمس کنید. نوشتن با گفتن فرق دارد. در نوشتن اندیشه بر احساس شما غلبه دارد. می نویسید، تأمل می کنید، تعمق می کنید، خط می زنید، اصلاح می کنید و تا حد امکان رعایت ادب را می کنید. در حالی که در گفتن چه بسا عنان زبان از دست تان خارج شود و چیزی بگویید که بعد پشیمان شوید.

در نوشتن سعی می کنیم معقولانه و مستدل بنویسیم مبادا به بی منطقی و بی انصافی متهم شویم. در نوشتن دلسوزانه تر، محبت آمیزتر و دوستانه تر خواسته های خود را بیان می کنیم اما در گفتن شاید اسیر خشم و عصیان شویم.

 

اگر می خواهید از نوشتن نامه بیشترین سود را ببرید، پیشنهاد می شود نکات زیر را رعایت کنید:

 

1- در ابتدای نامه اشاره کافی به منظور خود که همانا رسید به حُسن تفاهم و آغاز رابطه بهتر است بکنید تا طرف مقابل احساس نکند محاکمه ای در کار است.

2- سهم خود را در اتفاقات ببینید و به صراحت بیان کنید. اگر لازم بود از کرده خود پوزش بخواهید تا طرف مقابل شما هم به فکر دیدن اشتباهات خود بیفتد.

3- به جای این که از همه کارهای همسرتان ایراد بگیرید، فقط یکی- دو مورد از شکایت هایتان را بیان کنید و در عوض از چندین کار خوبش تمجید کنید. به این ترتیب احساس خوب خود را از بابت کارهای خوبش به او انتقال می دهید.

4- به جای این که بنویسید فلان رفتارت مرا خشمگین کرد، بنویسید از این رفتارت رنجیده ام.

5- خواسته های خود را مستقیم و بدون حاشیه پردازی بیان کنید. مثلاً اگر می خواهید بگویید چرا وقتی در خانه هستی با من کمتر حرف می زنی باید مستقیماً به او بنویسید دلم می خواهد وقتی در خانه هستی بیشتر با من حرف بزنی.

چه در گفتار چه در نوشتار هرگز نقش لحن را از یاد نبرید. لحن بازخواست کننده و پرخاشگر پاسخ بدی می بیند. زیرا جوابِ های، هوی است.

6- هرگز و تحت هیچ شرایطی نامه خود را با تهدید و ارعاب شروع نکنید و حرف هایتان را آمرانه و گستاخانه بیان نکنید. مواظب باشید چهره معلمی خشک اندیش را به خود نگیرید و همسرتان را زیر بمباران نصیحت له نکنید. بلکه صادقانه و خالصانه احساس خود را بیان کنید و به انتظار معجزه پاسخ بنشینید.

7- دریافت پاسخ نامه و شنیدن نظرات همسرتان را به اطلاعش برسانید و تأکید کنید خوشحال می شوید از خواسته هایش مطلع شوید. در این صورت است که مزد توجهات خود را دریافت می کنید.