روانشناسی تملق

    

عده ای معتقدند که مقبولیت یکی از بزرگترین آرزوهای پنهانِ هر انسانی است، ولی در گفتگوهای عادی کمتر به این آرزو اشاره می شود، اینکه شما به هر کجا می روید قدمتان را مبارک بدانند و از حضور شما اظهار خوشوقتی بنمایند برای هر کسی مطلوبیت خاصی دارد که حاجت به ثابت کردن آن نیست بنابراین، اگر کسی تلاش کند که به این آرزو برسد راه دوری نرفته است، ولی عده ای با وجودی که در این راه تلاش زیادی می کنند معهذا، از نتیجۀ بدست آمده راضی نیستند، شاید این دسته از آدم ها به آفت های دوستی آشنایی نداشته و اطلاع نداشته باشند که چه بخشی از اعمال و گفتار ما، بر روی روابط ما با دیگران اثر نامطلوبی می گذارد. یکی از مهم ترین آفت های مقبولیت چاپلوسی و تملق است که در بعضی از موارد دانسته و در بیشتر موارد ندانسته و برحسب عادت انجام می شود. در این مقاله اجتماعی – سیاسی سعی می شود ابتدا به بخشی از علت های این آفت های دوستی اشاره ای بکنیم و سپس به شرح ضرر و زیان های اجتماعی و سیاسی آن بپردازیم.

    

الف : احساس تنهایی

     تشویش و اضطراب و به خصوص احساس ناایمنی که ناشی از پدیده احساس تنهایی است در بعضی از موارد باعث می گردد که انسان برای رهایی از تنهایی و راه یابی به اجتماعات متوسل به چاپلوسی و تملق های بی پایه و اساس بشود که در اکثر موارد چون نتیجه ظاهریش موفقیت آمیز است گوینده در عمل ناصحیح خود راسخ تر می شود.

ب : خجولی

     خود کم بینی و آزار حقارت گاهی باعث می گردد که انسان در برخورد با دیگران فکر کند که ملزم است از آنها تعریف و تمجید کند، آدم خجول و مهرطلب نخواسته و بر خلاف میلش از آنچه نمی پسندد تعریف می کند، زیرا فکر می کند که اگر تعریف نکند مخاطبش به نیت او پی می برد. آدم خجول چون قدرت انتقاد در خود نمی بیند بنابراین به تمجید از دیگران می پردازد، درحالی که پس از این کار احساس بدی نسبت به خودش پیدا می کند و بدون اینکه علت آن را بداند به قول معروف حالش بد می شود.

ج : عادت    

     عادت که معمولاً ریشه اولیه آن احتیاج بوده یکی دیگر از دلایل مهم چاپلوسی و تملق است. وقتی که به دیگران احتیاج داریم یا انتظار داریم که برایمان کاری انجام دهند در برخورد با آنها به شدت تملق گو و چاپلوس می شویم. یک نمونه بسیار رقت انگیز آن برخورد ارباب و رجوع در ادارت دولتی است و نمونه ملموس ترش انتظاراتی است که از دوستان و آشنایان داریم و تصور می کنیم که با تملق گویی و چاپلوسی برآورده می شود که متأسفانه چون این روش هم در بیشتر موارد موفقیت آمیز بوده تدریجاً به صورت عادت در ما باقی می ماند.

د : چشم و هم چشمی و رقابت

     تملق گویی به خاطر چشم و هم چشمی و رقابت اعم از اینکه در دوستی ها باشد یا در پیدا کردن مقام و منزلت در دستگاه های دولتی بسیار زشت و ناپسند است. آنان که در دوستی ها رقابت می کنند دوستی و مهر و محبت را با داد و ستد تجاری که جایش در بازار مکاره است اشتباه گرفته اند. در بازار مکاره هر کس سعی بر آن دارد که حافظ منافع خویش باشد ولی دوستی بین انسان ها از این زد و بندها به دور است، مهر ورزیدن که خود فلسفه ای جداگانه دارد به خاطر دریافت پاداش نبوده و نیست، ایثارگری و محبت واقعی با تملق و چاپلوسی، تفاوت بسیار دارد. اولی لازم و ضروری و مهربانانه ولی دومی زشت، ناپسند و ریاکارانه است. اولی موجب احترام اطرافیان نسبت به ما می شود در حالی که دومی موجب سلب اعتماد اطرافیان از ما می گردد. اولی مبیّن و معرّف شخصیت مستحکم و یکپارچگی معنوی ماست، ولی دومی موجب بیگانگی از خود و احساس بی هویتی می شود و بالاخره به همان اندازه ای که عیب جویی های تنگ نظرانه ناپسند است به همان اندازه تملق های ریاکارانه، چندش آور و مشمئز کننده است.

ه : زیان

     متملق و چاپلوس متأسفانه نمی تواند باور کند که با گفتار خودش چه مصیبتهای اخلاقی، اجتماعی و سیاسی بزرگی بوجود می آورد. او باورش نمی شود که نتیجه گفتارش به کجا می انجامد و اگر می دانست قطعاً چنین نمی کرد، زیان هایی که از این راه بوجود می آید به شرح زیر است:

  1. اولین زیان تملق و چاپلوسی بر هم خوردن نظم فکری و اخلاقی کسی است که به خاطر داشتن موقعیتی از تملق زیاد برخوردار شده است. عده ای از این آدم ها که در ابتدا انتظاراتشان از دیگران در حدّ معقول و متعارف بوده، رفته رفته به انسان هایی خودبین و متکبر و سطحی تبدیل می گردند. آنها پس از آن که متوجه شدند که به هر طرف که روی می آورند با سیل تملق و چاپلوسی روبرو می شوند، تدریجاً قدرتِ دیدن واقعیت ها را از دست می دهند و به قول معروف چنان خود گم کرده می شوند که دیگر هیچ کس را جز خود نشناخته و قبول ندارند. آنها کم کم به این اعتقاد می رسند که تمام اولویت ها باید به آنها داده شود، تمام استثناها باید برای آنها در نظر گرفته شود و اگر کسی با این شیوه با آنها برخورد نکند به شدت از او می رنجد، زیرا با رفتار جدیدی برخورد کرده اند که آن را در دیگران سراغ نداشته اند. این آدم ها که به خاطر موقعیتِ خاصّ خودشان یا همسرشان تحت بمباران های تملق واقع شده اند میزان انتظارات عصبی شان چنان بالا می رود که در بعضی موارد همه چیز را از پشت عینک خود می بینند و بالاخره آنها می گویند که همه باید ما را بفهمند و خواسته های ما را برآورده سازند، در حالی که خودشان ذره ای تلاش برای درک و فهمیدن اطرافیان شان نمی کنند. البته فراموش نباید بشود که هستند افرادی که دارای استحکام شخصیت کافی بوده و هرگز وسوسه متملقین در آنها موثر واقع نمی شود.
  2. دومین زیان تملق و چاپلوسی صدماتی است که به اوضاع اجتماعی و سیاسی کشورها و رهبران آنها و در نتیجه به مردم عادی می رسد. تصور بفرمائید رهبران کشورها در ابتدا همگی دیکتاتور، خودکامه و خودپسند نبوده اند. آنها حداقل در شروع و برای رسیدن به قدرت، به افکار عمومی و به نظریات مردم اهمیت می دادند ولی تدریجاً افراد متملق و چاپلوس آن چنان آنها را احاطه نموده و به گونه ای با به به و چه چه گویی از آنها بت می سازند که یک شبه به دیکتاتوریِ خویشتن پرست تبدیل می گردند. متأسفانه آن دسته از رهبرانی که فاقد هوش، فراست و بنیه معنوی قوی هستند، آن چنان مسحور این کاسه لیسان، نالایقان و عناصر بی کفایت می گردند که میدان برای آزادگان، رادمردان و مردان کارآمد تنگ می گردد و در نتیجه سرنوشت مردم عادی به دست این مال اندوزان از خدا بی خبر می افتد که یقیناً سود خود را در نظر می گیرند. بنابراین تملق و چاپلوسی علاوه بر اینکه به شخصیتِ خود انسان لطمه وارد می سازد نتایج زیان بار اجتماعی و سیاسی زیادی هم در پی دارد که باید هر چه زودتر آن را متوقف سازیم.