من به گذشت نوبتی اعتقاد دارم

گفت و گوی مجله شادکامی و موفقیت  با دکتر کیهان نیا، نویسنده و مشاور در امور خانواده

 

گفت و گوی این شماره را اختصاص داده ایم به یکی از مشاوران موفق و صاحب نام در اختلاف های زناشویی و امور خانوادگی که سالهاست فعالیت ایشان معطوف به نگارش کتابهای فراوان در این زمینه شده است. دکتر کیهان نیا تاکنون مقالات متعددی در مجله ها و روزنامه های داخل و خارج از کشور پیرامون بحث های روانشناسی و خانوادگی نوشته اند. بخشی از کارهای اجرایی دکتر کیهان نیا برمی گردد به فعالیت مشاوره ای تخصصی در دانشگاه های سراسر کشور و برنامه های رادیویی و تلویزیونی که مباحث تخصصی ازدواج را مورد بررسی قرار می دهند. در این راستا لازم دانستیم با دیدگاههای فکری ایشان بهتر آشنا شویم ولی قبل از اینکه پیرامون مسائل خانواده با ایشان صحبت کنیم، می خواهیم در خصوص شادکامی و موفقیت از نظریه های ایشان مطلع شویم.

  • چرا انسان باید به موفقیت دست پیدا کند؟

شادی و شادمانی، رابطه تنگاتنگی با میزان موفقیت در زندگی دارد و ما چون طالب شادی هستیم، بنابراین به دنبال رضایت از زندگی می رویم. انسان از لحظه ای که خود را می شناسد تا دم مرگ، پیوسته در تلاش برای دستیابی به شادکامی و موفقیت است. بنابراین اگر طالب آموختن رمز و راز موفقیت هستید، باید در تلاش و تکاپو باشید.

 

  • چرا شما همه موفقیت ها را ناشی از موفقیت در کار می دانید، همانطور که نام یکی از آثار خود را «موفقیت در بازار کار» گذاشته اید؟ و چرا به موفقیت در سایر زمینه ها اشاره نکرده اید، همه موفقیت ها که کسب پول و مادیات نیست؟

مگر مادیات اهمیت کمی دارد که بخواهیم به آن نپردازیم. مگر پول، وسیله تهیه ضروریات زندگی انسان ها نیست؟ هزاران آدم هر روز در تهران در حال رفت و آمدند، شما فکر می کنید اینها به دنبال چه چیزی می دوند؟ 90 درصد آنها به دنبال سیر کردن شکم خود و فرزندان شان هستند. خوب! اگر کتابی بخوانند و آموزش لازم را ببینند، بهتر می دانند که چگونه عمل کنند که کمتر بدوند و بیشتر به دست آورند. مگر این کار عیبی دارد، این پول را اگر آسان تر به دست آوریم، به طور قطع بهتر خواهد بود. به طور مسلم موفقیت در امور اجتماعی، تحصیلی و علمی هم بسیار اهمیت دارد که در جای دیگری باید به آن پرداخت.

 

  • در آن موقعی که شما شهرتی نداشتید، چطور به خودتان اجازه دادید که کتاب بنویسید؟ به نظرم می آید شما آدم جاه طلبی هستید، خواهش می کنم بگویید جاه طلبی خوب است یا نه؟

خوب خوشحالم که این قدر جسارت دارید که سوال هایتان را این طور مطرح می کنید. انسان باید جاه طلب باشد. انسان جاه طلب انگیزه دارد، هدف دارد و از نیروی ناشناخته وجود خودش می خواهد بهتر استفاده کند. جاه طلبی زمانی بد است که ما برای رسیدن به موفقیت پای را از جاده  اخلاق بیرون بگذاریم. بنابراین هدف، همیشه وسیله را توجیه نمی کند.

   
   
  • در دنیای امروز، دیگر پند و نصیحت جایگاهی ندارد. در دنیای ارتباطات و فن آوری دیگر جایگاه نصایح به شیوه ی پدربزرگ و مادربزرگ های گذشته نیست. آیا شما در مشاوره هایی که انجام می دهید و یا جواب هایی که می دهید، گاه از این شیوه ها استفاده می کنید؟

من برای نوشتن کتابهایم، سال ها فکر کردم. روی نحوه ی نگارش آنها که ساده نویسی است، مطالعه کردم و به فهم و دانش جوانان عصر اینترنت و کامپیوتر اعتماد کردم. زیرا جوانان عصر ما، حوصله وراجی یک نویسنده ی پرچانه و پرگو را ندارند. بیشتر مطالبم در قالب قصه و داستان بیان شده است، زیرا بر این اعتقادم که اگر مسائل روانشناسی و اقتصادی در قالب قصه و داستان بیان شود، با سرعت بیشتری انتقال پیدا می کند و از طرفی، پیگیری مطالب برای خواننده، آسان تر می شود. بنابراین بیشتر محور توجهم روی ایجاد امیدواری، خوشبختی، مثبت اندیشی و از بین بردن ترس ها بوده است، آن هم با قالبی که در آن قصه و داستان های شیرین، نقش اصلی را داشته است.

  • به نظر می رسد در این مورد خاص، مشابه یکدیگر فکر می کنیم، اما چرا برای خوانندگان جوک تعریف کرده اید؟

به نظر می آید شما قصد محاکمه یا مچ گیری مرا دارید. تعریف جوک و طنز به این خاطر بوده است که خواننده ی کتاب خسته نشود. همان طور که گفتم جوانان از نصیحت مستقیم خوششان نمی آید. من تمام تلاشم روی این بوده که به صورت غیرمستقیم مطلبی را عنوان کنم. مگر نمی توانیم همراه لبخند، مسائل مهم و سخت را بخوانیم. با این ترتیب، زمان مطالعه ی ما طولانی تر می شود.

 

  • توضیحات شما قانع کننده به نظر می آید. اما بفرمایید چرا در کتاب های خود، این قدر گزیده ی گفتار بزرگان را آورده اید؟

شما از یک طرف از من سوال می کنید که علت موفقیت کتاب را برایتان بگویم و از طرفی به طور دائم از من می پرسید چرا این کار را کردید و چرا آن کار را کردید؟ الگو قرار دادن گفتار بزرگان به منظور دستیابی به موفقیت، یکی از روشهایی است که بین بیشتر مردم جهان مرسوم و متداول می باشد. من به دنبال کسانی بوده ام که در پی سال ها تلاش به عنوان شاهدان عینی در جاده ی پیروزی گام برداشته اند. می خواستم جوانان کشور ما، با کلام این بزرگان، با تجربه ها و شیوه ی گام برداشتن آنان در راه هدف آشنا شوند. شما در این گشت و گذار با انسان هایی آشنا می شوید که با وجود نقص های جسمی به موفقیت های درخشانی دست یافته اند و به رضایت و خرسندی رسیده اند.

   
  • برای نوشتن این کتاب چقدر وقت صرف کرده اید؟

ده سال کار بی وقفه، مطالعه و بررسی صدها کتاب و گفت و شنود با بیش از دو هزار نفر پیرامون موفقیت، فقط بخشی از فعالیت من در کتاب «راز موفقیت در بازار کار» بوده است. همه ی تلاشم در این جهت بوده که منطقی ترین و کارسازترین نظریه ها و سلیقه ها را برگزیده و به خوانندگان تقدیم کنم. هیچ کس از کلی گویی، نصیحت و وصیت خوشش نمی آید.

 

  • با توجه به اینکه در ابتدا نویسنده صاحب نامی نبودید، چگونه برای کتاب های اول خود بازار فروش پیدا کردید؟

من به موفقیت کتابم ایمان داشتم، چرا که مطالب آن برخاسته از فرهنگ و خلق و خوی ایرانی بود. بنابراین آن را با سرمایه خودم به چاپ رساندم و شکر خدا تا به حال به چاپ بیست و دوم رسیده است، هر چند خیلی ها برای چاپ آن دست رد به سینه من زدند.

 

  • کتاب «راز موفقیت در بازار کار» یک اثر فوق العاده تأثیرگذار است. چه عواملی موجب موفقیت کتاب شد؟

کتاب های وارداتی در جامعه امروز به ظاهر جذاب، اما به طور معمول غیرکاربردی هستند و در کشورهای غربی نیز به «کتاب های کاهویی» معروفند. یعنی از مغز اصلی آن استفاده می کنند و مابقی را دور می ریزند. از این دست کتاب های فانتزی نیز فراوان در بازار کتاب دنیا یافت می شود. ساده نویسی، بیوگرافی نویسی و حقیقت نویسی، راز موفقیت این کتاب است و اینکه برای هر مورد، راه حلی ارائه شده است. کلی گویی و پند و اندرز در آن نمی بینید. در نتیجه خواننده ضمن پی گرفتن مطالب کتاب، می تواند به الگوی مناسبی برای خودش دست یابد.

   
  • خوشحالم که از کتابتان سود برده اید، کتابهای دیگری هم نوشته اید؟

بله، 16 کتاب تا به حال نوشته و ترجمه کرده ام که بیشتر آنها پیرامون مسائل خانواده است.

  • مشهورترین آنها کدام آثار هستند؟

«زن امروز، مرد دیروز» که 13 بار چاپ شده است. «جوانان و ازدواج» که 13 بار چاپ شده است. «نوجوانان چه می گویند؟» 5 بار تجدید چاپ شده و به تازگی هم جلد دوم کتاب «راز موفقیت در بازار کار» را به نام «راز موفقیت در زندگی» تألیف کرده ام که با مطالعه ی 100 کتاب خارجی و داخلی و طی 8 سال کار مداوم، تهیه شده است که چاپ اولش به شدت مورد استقبال قرار گرفت و چاپ دوم آن، تازگی ها به بازار آمده است.

  • گویا شما وکیل دادگستری هم هستید. کار وکالت که این روزها نان و آب دار است، چرا آن را پی نگرفتید؟

من سال ها کار وکالت دادگستری کردم، اما به تدریج به مشاوره ی خانواده روی آوردم، زیرا به من رضایت خاطر بیشتری می دهد. من به کاری پرداختم که از آن لذت بیشتری می برم، بنابراین هرگز خسته نمی شوم. از طرفی تحصیلات بعد از لیسانس حقوق من در رشته ی رفتار درمانی که یکی از رشته های روانشناسی مشاور خانواده است، می باشد.

  • آموزه های اخلاقی و سنتی ما ایرانی ها بر این موضوع استوار است که زن باید سمبولی از گذشت، فداکاری، تولید نسل و عاطفه باشد. مردسالاری حکم می کند که زن یا تحت سیطره ی پدر باشد و یا شوهر و این قاعده ای است که برخی از مذاهب و قوانین نیز حامی آن است. بحث بر سر خوب یا بد بودن این اصول نیست. به لحاظ اجتماعی «زن سالاری» در ایران مردود است. اما پیشرفت تکنولوژی، زن را از ساحت خانه و خانه داری دور ساخته و حیات اجتماعی زن را در جوامع شرقی کم و بیش دگرگون ساخته است و زن امروز، کم و بیش مسیر رو به رشد و ترقی خویش را در پیش گرفته است. از آن جایی که احساس می کنیم یکی از مشکلات ما ایرانی ها این است که در هر زمینه ای که به تخصص ما برنمی گردد اظهار عقیده می کنیم، به خصوص در مورد مسائل زناشویی و ازدواج که موضوع حساسی است، از شما می خواهم در این مورد دیدگاه خود را بفرمایید؟

بله، متأسفانه همین طور است. یکی از دلایل عقب افتادگی ما همین است که در مواردی که به تخصص ما برنمی گردد، اظهار نظر می کنیم. برخی از ما در ایران به خود اجازه می دهیم در مواردی که صلاحیت نداریم، اظهار نظر کنیم و این رویه، مشکل زیادی ایجاد می کند. به طور مثال اگر ما در یک کاری موفق شدیم، حق نداریم به خود اجازه دهیم که در تمام زمینه ها اظهار نظر کارشناسانه بکنیم.

   
   
  • حالا که بحث به این جا رسید، می خواهم از رشته ی تخصصی شما که امروز در آن شهرت دارید، یک سوال کلیدی بپرسم. در ایران مرسوم است که به طور معمول همیشه زن ها باید در قبال مردها از خود گذشت و فداکاری نشان بدهند. چرا همیشه وقتی پای ایثار به میان می آید، این زن است که باید فداکاری و از خود گذشتگی نشان بدهد؟ این عقیده یک فمینیست نیست، اما چرا به زن هنوز هم به چشم جنس دوم نگاه می شود؟

گذشت بیش از حد، فرسایش به بار می آورد. من به گذشت نوبتی اعتقاد دارم، ولی گذشت وقتی آگاهانه نباشد، ما را به بیماری روان تنی دچار می کند. همان هایی که نگاه شان به زن جنس دومی است، بر این اعتقادند که بین زن و شوهرها باید یک نفر «من» و یک نفر، «نیم من» باشد و آن نیم من، «زن» است. من می گویم زن امروز با زن دیروز، فرق دارد. زن امروز، حتی اگر زن خانه دار باشد، مثل زن دیروز فکر نمی کند. زن های ما دچار اجحاف تاریخی هستند، برای این که گفته اند تو جنس دوم هستی. در قرن 21 گفتن چنین حرف هایی موضوعیت ندارد. مردانی که سنتی فکر می کنند، باید در تفکر مردسالارانه خود، تجدید نظر کنند وگرنه تاوان سختی خواهند پرداخت.

 

  • پس به همین دلیل بوده که کتاب پر فروش «زن امروز، مرد دیروز» را نوشتید، شاید قصدتان این است که زن را امروزی و مرد را دیروزی بدانید؟

خوشحالم که با مصاحبه گر نکته سنجی رو به رو هستم. آگاهی از حقوق شخصی و اجتماعی هر فرد، اولین قدم شناخت از خود و پیرامونش به شمار می آید. زنان باید از حقوق اجتماعی خودشان آگاهی پیدا کنند تا توانمند باشند. در نتیجه، لازمه این امر، آگاهی از روانشناسی و خودشناسی خودشان است. زنان ما متأسفانه کمتر میل به خواندن و مطالعه دارند. از این طریق می خواستم آنان را دعوت به خواندن کتاب بنمایم. در متن کتاب، هرگز طرفداری بی چون و چرا از زن نمی بینید. بنابراین به چاپ سیزدهم هم رسید.

 

  • با تشکر از اینکه به سوالات من با این دقت پاسخ دادید.

من هم از شما و نشریه  سازنده و موفق تان سپاسگزارم.